تبليغاتX

Image and video hosting by TinyPic

تصویر هفته

شهر باربد

 

 

سین‌های باستانی (متداول(

·        سبزه - نماد نوزایی (تولد دوباره(

·        سیب - نماد زیبایی و تندرستی

·        سمنو - نماد فراوانی(برکت(

·        سیر - نماد پزشکی(درمان یا طب(

·        سنجد - نماد عشق

·        سکه - نماد دارایی

·        سرکه - نماد شکیبایی و عمر

·        سماغ - نماد(رنگِ) طلوع خورشید

·        سنبل

دیگر سین‌ها

سوسن • سبزی • سنگک • سپند • سیاهدانه

دیگر اقلام

       کتاب - به نشانه تمدن و خردورزی: حافظ و شاهنامه که مسلمانان معمولاً قرآن را انتخاب می کنند

       آينه

       ماهی سرخ

       یک جفت نوروزی (شمعدان اصیل ایرانی)

       تخم مرغ رنگی

       کاسه‌ای از آب که پرتقالی در آن غوطه‌ور است (به نشانهٔ زمین در فضا)

       یک شیرینی ایرانی (مانند باقلوا، شیرینی آردنخودچی و ...)

همچنین:

گلاب • آجیل • شکلات • گل نرگس • دیوان حافظ یا شاهنامه  ...

 

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 23:43 |

مراسم چهارشنبه سوری

 

 

بر اساس تحقیق استاد ذبیح بهروز شب چهارشنبه سوری جشنی است که مانند سایر جشن های ایرانی با ستاره شناسی ارتباط دارد و مبدأ همه حساب های علمی و تقویمی است . در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد ، زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری را در جهان محاسبه نموده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرد . در آن شب زرتشت تاریخ را اصلاح نموده و به یاد بود آن مردم جشنی بر پا کردند و آن رصد و اصلاح تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری مانده است . برای اولین بار این جشن در کتاب تاریخ بخارا در نیمه اول سده چهارم هجری یاد شده که منصورین نوح سامانی آن را برگزار می کرد . عده ای نیز زمان پیدایش این جشن را در دوران بعد از اسلام می دانسته اند . هنگامی که مختار پس از واقعه جانگداز کربلا به خونخواهی امام حسین (ع) برخاست و دستور داد که برای شناخت شیعه از غیر شیعه ، شیعیان بر بام خانه هایشان آتش بیفروزند این حرکت مصادف بود با چهارشنبه آخر سال را روز نخوست می دانستند و پس از نفوذ فرهنگ عرب به ایران ، ایرانیان نیز به این عقیده منعقد شدند و همچنین ایرانیان خود برای آتش احترام خاصی قابل بودند و آن را دارای قدرت های بسیار می دانستند ، آتش را برای دفع این نحوست در روز چهارشنبه آخر سال روشن می کردند ....

 

بقیه را در ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 20:47 |

 

آغاز امامت حضرت مهدی (عج) مبارکباد

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 23:57 |

 

بهار در جهرم

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 23:18 |

 

جهرم و آماده شدن برای مراسم سال تحویل

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 22:59 |

 

سلام به شهر باربد خوش اومدین.

این پست اختصاص به کار بزرگ سعید صادقی عزیز دارد. این عزیز هنرمند با انصراف از گرفتن جایزه، هنرمندی اش را به همه ثابت کرد. او (و امثال او) که در شهر خود مورد بی مهری واقع اند، در جهان افتخار می آفرینند.

مردم و جامعه هنری ما به داشتن هنرمندانی چون سعید صادقی، محمد قلیزاده و امثال اینها که هرکدام به نوعی پایه گذار انجمن رشته هنری خود در جهرم هستند، افتخار می کند و به خود می بالد، هر چند مورد بی مهری و کم لطفی متولیان باشند.

هستند در شهر هنرمندانی که آثارشان زبانزد خاص و عام و جهانی است، در شهر ما متأسفانه اساتید هنر از طرف متولیان مورد کم لطفی و بی مهری هستند و این سبب شرمساری است. مثلا برای همین کار بزرگ سعید عزیز، چقدر از وی حمایت به عمل آمد و برایش چه کار کردند؟ مگر نه اینکه ایشان یکی از هنرمندان بزرگ جهرم است و نام و آوازه ی جهانی دارد؟

متأسفانه عده ای هنرمند نما با اتکا به مجوزی بی ارزش، به هنرمندان واقعی جسارت می کنند، مگر اینان نمی دانند که هنر آنست که خداوند در وجود بندگانش قرار می دهد؟ آیا اینان نمی دانند که صرف داشتن مجوز هنری که معلوم نیست چطوری تهیه کرده اند، به معنای داشتن هنر نیست؟  اینان از هنر فقط یدک کشیدن نام آن و بخش اقتصادی آن را می بینند و فروش لوازم و وسایل را هنرمندی می دانند. از قدیم گفته اند: خوش آن چاهی که از خود آورد آب.

 

شهر باربد به جناب سعید صادقی به خاطر انصراف از گرفتن جایزه اش در حمایت از مردم فلسطین تبریک می گوید و برایشان از خداوند منان سلامتی و موفقیت خواهان است. 

 

خبر انصراف جناب صادقی از گرفتن جایزه در ادامه می آید.

 

 

 

 

چندی پیش کمپانی صهیونیستی بازی نیوز "BuzziNews Ltd" اقدام به برپایی مسابقه ی کاریکاتوری با موضوع "کلمه ی خوب" نموده بود.

با توجه به اینکه هویت واقعی این کمپانی در زمان اعلام فراخوان مشخص نبود هنرمندانی از ایران نیز در این مسابقه شرکت نمودند و آقای سعید صادقی نیز توانست جایزه دوم این مسابقه را به خود اختصاص دهد.

پس از اعلام نتایج و مشخص شدن هویت برگزار کنندگان این مسابقه هنرمند متعهد کشورمان آقای سعید صادقی طی ایمیلی به مسئولان مسابقه که برای ما نیز ارسال شده است از دریافت و پذیرش جایزه ی خود صرف نظر نمودند. در ذیل ترجمه ی متن ایمیل آقای صادقی از نظرتان می گذرد.

 

به نام خدا

کارتونیست های عزیز

من سعید صادقی، کاریکاتوریست ایرانی و برنده ی جایزه ی دوم مسابقه ی شما هستم.

با تشکر فراوان از رای و نظر هیئت محترم داوران و بازدید کنندگان، متاسفانه آثار من به اشتباه برای مسابقه ی شما ارسال شده بود.

من بخاطر اعلام مخالفت با جنایت های رژیم اشغالگر قدس در فلسطین از پذیرش جایزه ی دوم خود صرف نظر می کنم.

با تشکر فراوان

سعید صادقی

23 اسفند 1386

گفتنی است تعداد دیگری از هنرمندان ایرانی نیز در این مسابقه شرکت کرده بودند که همگی اعلام انصراف از شرکت در مسابقه را به گوش مسئولان برگزاری رسانده اند.

ایران کارتون ضمن تبریک به آقای صادقی و سایر دوستان بخاطر این رفتار انسان دوستانه و خدا پسندانه برای همه هنرمندان خوب کشورمان آرزوی توفیقات روز افزون را دارد.

 

منبع: سایت ایران کارتون

http://irancartoon.ir/news/archives/2008/03/post_1692.php

اینم لینک جایزه سعید

http://www.buzzinews.com/pageImage.asp?page_parent=612

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 23:37 |

 

چو ایران نباشد تن من مباد

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 2:3 |

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 0:7 |

 

سلام

 

یه کلیپ جالب فلش دیدم گفتم بذارمش اینجا تا اونایی که از سیاست و  ... خسته شدن ببینن.

 

برای دیدنش اینجا رو کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 0:5 |

 

سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 7:18 |

 

به نام خدا

مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیه السلام روز 29 صفر در جهرم برگزار شد. در این مراسم که همراه بود با حمایت مردمی از دکتر دژکام، نماینده ولی فقیه و امام جمعه جهرم، عزاداران با تجمع در غدیریه به عزاداری پرداختند.

حجة الاسلام و المسلمین دکتر دژکام که در خواست کناره گیری از نمایندگی ولی فقیه در شهرستان و امامت جمعه جهرم را نمود اند هم در این مراسم حضور داشتند. وی طی سخنانی برخی از علل کناره گیری خود را رواج بی بند و باری و بد حجابی و نا هماهنگی بین برخی مسؤلان ذکر کرد. ایشان اضافه کردند بنا نداشتند که استعفایشان در این شرایط به اطلاع عموم برسد و تأکید کردند که مسأله استعفا هیچ ارتباطی به موضوع انتخابات ندارد و از مردم خواستند که در انتخابات بطور گسترده شرکت کنند.

در این مراسم همچنین حاج مجید رحمانیان هم در سخنانی از دکتر دژکام حمایت نمود و ایشان را دانشمندی فرزانه دانست و اشاره کرد که شخصیتی مانند امام جمعه برای این شهر زیاد است و ایشان اگر در این پست هم نباشند جاهایی که بیشتر قدرشان را بدانند خواهند بود. وی همچنین عواملی که باعث استعفای دکتر دژکام شده است را موجب شرمساری دانست و گفت که بسیاری از علما و بزرگان به وجود امام جمعه شهر ما افتخار می کنند. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که استعفای امام جمعه جهرم مورد تأیید شورای سیاستگذاری قرار نگیرد.

وی از وجود برخی نا امنی ها و نا هماهنگی ها انتقاد کرد و گفت: چطور است که منزل امام جمعه دوبار دزد می زند ولی منزل کناری ایشان که دیوارهای لخت تری هم داری اتفاقی برایش نمی افتد؟ ایشان همچنین از انجام کارهای خلافی انتقاد کرد که با وجود تذکر امام جمعه جهرم باز هم آزادانه انجام می شود و متولیان از آن چشم پوشی می کنند. رحمانیان افزود مسأله استعفای حاج آقا دژکام نباید به مسایل کوچکی مثل تبلیغات انتخابات تنزل داده شود و کاندیداها را از استفاده ابزاری از این موضوع بر حذر داشت.

در حاشیه این مراسم تومارهایی در حمایت از امام جمعه و خطاب به رهبری هم امضا می شد.

 بسیاری از مسؤولین شهر و روحانیون در این مراسم حضور داشتند و جای برخی هم خالی به نظر می رسید. در انتهای مراسم مردم با مراجعه به دکتر دژکام حمایت خود را از وی اعلام داشتند.  

 

 

 

 

 

گزارش تصویری این مراسم را در ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 6:37 |

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 23:55 |

 

مراسم بزرگداشت 46 شهید هنرستان و گرامی داشت یاد و خاطره آیت الله حق شناس در هنرستان آن بزرگوار برگزار شد.

در این مراسم که همراه با برنامه های متنوع بود یاد شهدا و آیت الله حق شناس گرامی داشته شد.

جمعی از هنرمندان هم در حاشیه این مراسم به ترسیم نقاشی و خوشنویسی مبادرت ورزیده بودند. در پایان مراسم هم کلنگ احداث نماز خانه هنرستان حق شناس توسط دو نفر از پداران شهید، به زمین زده شد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 و ساعت 0:23 |

 

سلام به شهر باربَد خوش اومدین

ترانه ی «تولد دوباره» نوشته ی خانم تاجیکی است، این ترانه توسط  علی بهادری آهنگسازی شده، وی به همراه بهادر بهادری آن اجرا کرده است. در همایش نفس این ترانه به همراه کلیپش از طرف شرکت موج زندگی به اهدا کنندگان ِ عضو وخانواده های محترمشون تقدیم شد. کلیپ این ترانه از شبکه سوم سیما پخش شد. 

 

تولد دوباره

پُرم از یه حس تازه، یه تولد دوباره

انگاری بارونی از عشق روی قلب من می باره

بوی گل گرفته روحم، بوی شبنم بوی پرواز

حس سبزی عاشقونه، مث لالایی و آواز

اگه چشمات بی فروغه، آسمون سیاه و تاره

چشمامو به تو می بخشم واسه دیدن دوباره

بار تنهاییتو بردار، تکیه کن به شونه ی من

پیشکش دل شکستت، حس عاشقو نه ی من

آخرین همنفس من، غنچه ی شکسته ی یاس

نفسام مال تو باشه، سینه مو پر کن از احساس

عاشقونه هامو اما، به تو می دم مهربونم

زندگی کن عاشقی کن بذا من زنده بمونم

دل عاشقم واسه تو نذار از تپش بیفته

بذا تو رگات بریزه دنیایی حرف نگفته

 

حالا من یه دنیاشعرم، روی لبهای زمونه

مث یه نهال تازه از نو می زنم جوونه

با چشای تو می بینم، با صدای تو می خندم

با نگاه عاشق تو در به روی غم می بندم

با نفس های تو حالا رنگ زند گی می گیرم

تا همیشه زنده هستم می دونم که نمی میرم

منو می تونی ببینی توی پرواز پرنده

من همیشه با تو هستم روی لبهات مث خنده

(فلورا تاجیکی)

 

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 2:36 |

 

 به نام خدای بی منت

نمایشگاهی در خانه فرهنگ در کمال بی فرهنگی ایجاد شده است. در این نمایشگاه تابلو عکس و فیلم  نگیرید از در و دیوارش می باره!!! آخه کسی که می خواد از کاراش عکس گرفته نشه چرا اونا رو به نمایش میذاره؟!!!!!!!!!!!!!

نیست که کارایی که انجام شده توی دنیا تکه و هیچ کس نمی تونه از این کارا بکنه می ترسن که از کارشون کپی برداری بشه!!!!!!!

آخه آدم عاقل کسی که بخواد و این کاره باشه نیازی به عکس نداره و با یه نیگا می تونه از رو شاهکارت کپی برداری کنه !!!!!

نمی دونم برخی چرا هنوز با این همه پیشرفت و ساخت دستگاههای مختلف فکر می کنن گرفتن عکس با این کارا متوقف میشه؟ من با یه موبایل معمولی این عکسا رو گرفتم حالا چطور می خواد بفهمه؟ زشته به خدا یه غریبه ببینه چی میگه آخه؟

 

بی فرهنگی در خانه فرهنگ نوبره والا

 

البته از چنین کسانی که هنرشون رو به پول می فروشند بیش از این هم انتظار نمیره.

 

دست مریزاد می گیم به فرهنگستان شهرمون با این انتخابش

 

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 23:26 |

 

سلام. به شهرباربد خوش آمدید

 

شهر باربد خواهشی از تمامی بازدید کنندگان همشهری از این وبلاگ دارد و آن اینکه با توجه به نزدیک بودن تعطیلات نوروز، و آمدن میهمانان نوروزی، نظرات خود را برای اینکه میهمانانی که برای دیدن جهرم می آیند، نازیبایی ها را نبینند، بنویسید.

به نظر شما نمای شهر که در تصاویر می بینید در خور شهری مثل جهرم ما است؟ میهمانان با دیدن این مناظر چه برداشتی از متولیان شهر خواهند داشت؟!

 به خدا آبرومون میره

شهر باربد پیشنهاد می کند که اطراف آثار باستانی را به هر بهانه ای ببندند تا چشم میهمانان به آن نخورد، چون همونطور که در عکسا می بینیم خیلی زشته!!!!!!! همچنین اگه کسانی می خواهند برای دیدن آرم جهرم(نخل) بیان، اعلام بشه دیگه نخلی نیست که بخوان ببینن، فقط سرهای بریده،قامت های شکسته، اجساد تکه پاره شده و سوخته را خواهد دید!!!!

نمای شهر را هم خودتون ببینین .... چی بگم خود تصاویر گویا هست.

اگه همه وظیفه داریم در حفظ و زیبایی شهرمون، سهم ما انعکاس این مناظر  برای اونایی که خبر از این مناظر ندارند. متولی هر قسمت را که نمی شناسیم، تصاویر رو می گذاریم، شاید دیده شود!!!

 

عکسای ناراحت کننده بیشتری هم هست اونا رو هم ببینین. چه آبرو ریزی بشه امسال؟

برای دیدن عکسا برو به ادامه مطلب

 بقیه عکسا رو هم اینجا  ببین

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 23:26 |

 

سرود ایران

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه یازدهم اسفند 1386 و ساعت 9:33 |

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون بخلوت می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

 توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

گــویـیــا بــاور نمـی دارنــد روز داوری  

 کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند

یارب این نو دولتان را با خر خودشان نشان  

 کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند

ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان

 می دهند آبی که دلها را توانگر می کنند

حسن بی پایان او چندانکه عاشق می کشد

زمره ی دیگر به عشق از غیب سر بر می کند

بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی

کـاندر آنــجا طیـنـت آدم مـخمّـر می کنند   

صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت

قدسیان گویی که شعر حافظ  از بر می کنند


 

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 22:36 |

سلام.

من یه سوال دارم لطفاْ منو راهنمایی کنین:

کسی که از طریق سایتش آهنگ سایتشو  به بازدید کننده تحمیل می کنه چه تضمینی هست که وقتی به قدرت رسید عقاید دیگرشو تحمیل نکنه؟


 

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 9:41 |

 

آیا واقعاً رفتاری داریم که این نام برازنده شهرمان باشه؟ ما چه کار کرده ایم که این نام زیبنده شهرمون باشه؟

قتل عام نخلها، نمای نا زیبای شهر، برخی وعده های دروغ و هزینه های سرسام آور فرودگاه و رها کردنش به امید خدا و ... مناسب این نام هست؟

...

 

  

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه دهم اسفند 1386 و ساعت 9:30 |

 

اربعین

 

 بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 23:15 |

  وعده های انتخاباتی به نظم 

کار قبلیا جون خودم همش غلط بود **  جورش می کنم تا که بمونی مات و حیرون


ایران می كنم یک شبه چون ناف ِ اروپا  **  با بیگ بن لندن می کنم ساعتا میزون


من مشكل اقتصاد ایرون را می دونم **  با برنامه هام جنسا میشه ارزونِ ارزون


دردی كه جوونا می كشند والا می فهمم  ** چشمام شده از درد اونا گریون ِ گریون


این مسئله ها هم برای من عددی نیست **  قول میدم در اونجا بكنم سعی فراوون


بیكاری چیه ؟ فقر چیه؟ غصّه نداره ** من كه اومدم حل می كنم هم این و هم اون


معنی نداره فقط به تهرون برسیم ما ** آباد می كنم ده کوره ها رو مث ِ تهرون


حلِشّ می كنم عینهو چین مشكل معتاد ** می گیرم اونارو می ریزم تو رود كارون


بندر می سازم آزاد ِ آزاد توی بیرجند ** آب رود کارون می آرم کویر کاشون


توی شوره زارای کویر صیفی می کارم ** صادر می کنم خیارشورای تو بیابون


از بیخ می كنم ریشۀ رشوه خوار بدجنس **  خوارِش می كنم ،هُلش میدم جلدی تو زندون


من صاحبِ خونه می كنم هركی نداره ** مترو می آرم تو کوچه و پس کوچه ها تون


سد كنكور و میشکونمش با پتک و تیشه ** سد می سازم هر جا كه بیاد قطره ای بارون


آزاد می كنم بساط عیش و شور و شادی ** از شادی لباتون می كنم پستۀ خندون


شیر نفت می بندم تا بمونه بِرا فردا ** صادر می كنم به جای اون نعنا و ترخون


ارزون می كنم قیمت نون، یک شبه با زور **  هر چی كه بخوای بربری وسنگك وتافتون


اونی که به من رای بده بی چک و چونه  **  یه خونه بهش میدم، کجا؟ تو ناف ِشمرون


«جاوید›› می کنم اسممو تو کتاب تاریخ **  حتی می خورن خارجیا حسرت ایرون


وقتی که شدم برنده توی انتخابات **  تکذیب می کنم قولای خود راحت و آسون

(شاعر: محمد جاوید)

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 22:36 |

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 1:29 |

 

سلام. به شهرباربَد خوش آمدید

در پی مراجعه عکسانی از کرج به مدارس و گرفتن عکس های ارزان قیمت از دانش آموزان، صنف عکسان جهرم در تجمعی صنفی جلو فرمانداری شهرستان جهرم به این کار اعتراض نمودند.

عکاسان معتقد بودند که چرا باید هر ساله افرادی که نه مالیات می دهند و نه شناخته شده هستند، به مدارس شهر، با بستن قرارداد با آموزش و پرورش، بیایند و از دانش آموزان عکس بگیرند. آنها معتقدند که با این کار مجمع صنفی و اتحادیه عکاسان نا دیده گرفته شده اند و اعتبار آنها را زیر سوال برده اند. در صورتی که در جهرم عمده درآمد عکسان از مدارس است و با توجه به اینکه خیلی از عکاسان اجاره نشین هستند و وضعیت اقتصادی مطلوبی ندارند، با این کار به آنها لطمه زده می شود. آنها معتقدند، چرا ما که مالیات می دهیم و تحت نظر اتحادیه هستیم نباید این کار را انجام دهیم؟

 

 

تجمع صنفی عکاسان


همچنین انجمن نابینایان جهرم در تجمعی اعتراض آمیز جلو فرمانداری از عدم توجه مسولین شهر به خواسته هایشان انتقاد نمودند. در این تجمع که برای دومین بار صورت می گرفت نابینایان از پایمال شدن حق و حقوقشان توسط مدیریت و معاونت اداره بهزیستی جهرم انتقاد داشتند. 

تجمع اعتراض آمیز نابینایان

 


بقیه و گزارش تصویری را در ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:30 |

 

چه خوشست حال مرغي كه قفس نديده باشد

چه نكوتر آنـكه مـرغي ز قـفس پريده باشـد

پــر و بـال مـا شكستند و در قـفس گشودنـد

چه رها، بسته مرغي، كه پرش شكسته باشد

 

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 13:52 |
 

چتر سبزم؟     نخل بی سر

 

                      چتر سبزم بر فراز جهرمم

                                  مـایـه ی آســایش ایــن مــردمــم

                 قامت من استوار و  سرفراز

                                  دسـت هـایم سـوی حـقّ بـی نـیـاز

                 من هزاران سال با این مردمم

                                 افـتخـار عـالـم  و ایـــن  جـهرمـم

                  با محبت هایشان خو کرده ام

                                در وجودم هر چه بود، رو کرده ام

                 این جواب لطف و احسانم نبود

                                پـاسخ  اکـرام  مـن بـا ارّه بـود؟؟

                 نخل بی سر گشته ام بنگر کنون

                                گشته قـلب عـاشقانم پُـر ز خون

                 کو  دگر خرمای شیرین؟ کو رطب؟

                                زین تألّم روزتان گشته چو شب

                 دیر نیست دیگر مرا بینی به خواب

                               آب را کـرده رهـا، داری سـراب

                 گله بنمایم ز، ارّه یا تبر

                               گـاه نـالـم از قضا، گـاه از قـدَر

                «شاهدا» من زینت هر خانه ام

   در دیــار خـویشـم  و  بـیـگانـه ام 

«شاهد جهرمی»


شعر فوق را از وبلاگ محسن گرفتم

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه پنجم اسفند 1386 و ساعت 7:28 |
 
پیر مردی تنها در روستایی زندگی می کرد او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم  بزند اما این کار خیلی سخت بود

تنها پسرش که می توانست کمکش کند در زندان بود .پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای اوتوضیح داد.

پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسا ل  نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم چون مادرت این مزرعه رادوست دارد من برای کار کردن خیلی پیر شده ا م اگر تو اینجابودی تمام مشکلات حل میشد می دانم که اگر تواینجابودی مزرعه را برایم شخم می زدی . دوستدار تو پدر.

چند روز بعد پیر مرد این تلگراف را دریافت کرد: پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کردم.

۴ صبح فردا ۱۲ نفر از ماموران پلیس  محلی تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند پیر مرد بهت زده  نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟

پسرش پاسخ داد: پدر برو سیب زمینی هایت را بکار این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام دهم

هیچ مانعی در دنیا و جودندارد اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آنرا انجام دهید .مانع ذهن است نه این که کجا هستید؟

با تشکر از مرکا که این مطلب رو از وبلاگش گرفتم


نتیجه اخلاقی:

خدا کنه کسی بخواد کار کنه ...

 

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 23:4 |

 

سلام.

جهرم ما که تا دیروز بزرگترین تولید کننده مرکب