تبليغاتX

Image and video hosting by TinyPic

تصویر هفته

شهر باربد

سلام.

اول این عکسا رو ببینین


اینم شعری زیبا که جناب خرم دل عزیز در همین مورد گفته اند.

کاش بود گوشی شنوا و چشمی بینا که به جای مقام و پول پرستی به فکر مردم ستم دیده و مظلوم باشه!!


                          خواب

خواب دیدم خواب من رویایی است

خواب هم بهتر از این بیداری است

 گوجه و ماهی و میگو چون طلاست

چون غذای اغنیا از ما جداست

قیمت کاهو به پانصد می رسد

آب جهرم بین که از سد می رسد

سد سلمان گرچه آبگیری شده

 اشک ها از چشم ما جاری شده

مرتع جهرم به زیر آب رفت

آب هم با این گرانی خواب رفت

مرغ را می بینم اکنون من به خواب

 کنجه کنجه کرده ام بهر کباب

با پلو سبزی وماهی های شیر

هرچی می خوردیم ،نمی گشتیم سیر

 باز در خواب دگر سبزی پلو

همره ماهی مهیا با چلو

قرمه سبزی با سالاد فصل بود

آن در آمد خارج از هر دخل بود

این غذا ها  گر بخواب بینیم ما

 ور نه پول ما کجا و این کجا.......

 

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 23:43 |

 

سلام به شهر باربد خوش آمدید

الهی به ما توانایی خدمت به خلق عطا بفرما.

خدایا! به ما بیاموز که خدمتگذار بودن مخصوص مواقع نیاز نیست بلکه برای زمان مقتدر بودن است.

الهی! قبل از مرگ به ما بفهمان که پست و مقام مسولیت می آورد نه شهرت و پول.

خدایا! به ما یاد بده که اگر توانایی انجام مسولیت خود را نداریم، آن را به اهلش واگذاریم.

الهی! به ما بیاموز که به توانایی های خودمون بنازیم نه به تخریب و تحقیر دیگرانی که از ما بهترند.

خدایا! به ما یاد بده که قولی بدهیم که از عهده انجامش برآییم و تمام سعی خود را در انجام وعده ها به کار گیریم.

الهی! به ما یاد بده که برای تو کار کنیم نه برای بیلان کار و گزارش به مافوق.

خدایا! شانه خالی کردن از زیر بار مسولیت را از ما بگیر.

الهی! به ما یاد بده که مرگ، برای همه حق است نه فقط برای همسایه!

خدایا! به ما بیاموز که «مردم ولی نعمتند»، تبلیغ و یا جک نیست بلکه یک حقیقت است.

الهی! به ما بفهمان که تهمت زدن و تحقیر دیگران عقوبتی بس گران دارد.

خدایا! به ما یاد بده که به اسم قانون ربا خواری نکنیم، به مستمندان ظلم نکنیم، حق دیگران را پایمال نکنیم، پارتی بازی نکنیم.

الهی! وقتی که مسولیتی به عهده می گیریم، به ما یاد بده که چطور به مسولیتمان در راه تو عمل کنیم.

خدایا! به ما یاد بده که به آنچه می گوییم عمل کنیم حتی اگر به جز خودت کسی متوجه نشود.

خدایا! به ما یاد بده که با زور نمی شود چیزی را به دیگران تحمیل کرد و یا عقاید را از دیگران گرفت.

الهی! به ما یاد بده که می شود با کمی فاصله گرفتن از میز و اتاق کار هم به دیگران خدمت کرد.

خدایا! به ما یاد بده که گزارش کارامون با واقعیات یکی باشد.

الهی! به ما نظارت بر زیر دستان را یاد بده و نگذار هر کار خلافی را به اسم ما انجام دهند.

خدایا! بی عدالتی، تبعیض، ظلم، پایمال کردن حق دیگران، تحقیر نمودن مظلومان، سوء استفاده از قدرت و مقام و ... را از ما دور گردان.

الهی! به ما بیاموز که از بیت المال در جهت رفاه مردم هزینه کنیم، نه از پول بیت المال برای شهرت خود و یا ظلم به مردم یاری بجوییم.

خدایا! به ما زندگی کردن به دور از ریا، دورنگی، دنیا طلبی و دروغ، را بیاموز.

الهی ...

از بازدید کنندگان عزیز دعوت می کنم که در صورت تمایل عبارت « الهی!...» را کامل کنند (در قسمت نظرات) تا در پستهای بعدی از آنها استفاده شود.

 

با تشکر مدیر شهر باربد

 

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 15:31 |

 

مدیریت و اقتدار مدیریت شهری را در ادامه مطلب ببینید

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 0:3 |

 

شاهکار شهرداری جهرم در بلوار معلم را در اینجا ببینید

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 14:12 |

 

این هم یه شعر از شاعر بزرگوار جهرمی جناب آقای حاج جواد خرّم دل عزیز تقدیم به شما


      عقده يعني

دسته دسته اطلسي پژمرده است

 اين دلم از بي کسي افسرده است

هيچ کس اين عقده ي دل وا نکرد

 عقده جائي غير دل پيدا نکرد

عقده هم خالي نمي گردد زدل

 خاک بر سر مي کند از عقده ،گِل

 عقده هم ويرانگري ها مي کند

مشت ليلي پيش ما وا مي کند

زلف ليلي بيد مجنون گشته است

 ياس هم چون لاله دل خون گشته است

 ياس هم بوي غريبي مي دهد

 بوي عطر يک حبيبي مي دهد

ياس هم با لاله باشد آشنا

 آشنا سوزد چو شمعي بي صدا

دسته دسته ياس پرپر مي شود

 برگ برگش برگ دفتر مي شود

دفترش خونين ز خون لاله هاست

 خون لاله هم ازاين خون ها جداست

 ياس من خشکيد وشب بو،بو نداد

هيچ شمعي هم درين سو، سو نداد

 شمع دل پروانه اي در بر گرفت

 آتشش از پاي تا سر، در گرفت

 آتش عشقش چو عقده در دل است

 عشق هم در پيش او پا در گِل است

عقده يعني اشک خونين شفق

 عقده يعني سر نهادن پيش حق

 عقده يعني سوزش پروانه ها

عقده يعني خنده ي د يوانه ها

 عقده يعني اشک ها جاري شدن

 سيل غم از آسمان باري شدن

عقده يعني بي كسي در بي كسي

عقده يعني عالمي دلواپسي

 عقده يعني بغض مانده در گلو

عقده يعني گريه ي بي هاي وهو

 عقده يعني ناله هاي مستمر

عقده يعني گريه كردن تا سحر

اشک هم اين شعله را خامُش نکرد

 سوختم امّا مرا بي هُش نکرد

موج موج اشک هم بي حاصل است

 چونکه درياي غمم بي ساحل است

 ساحلي در عقده هاي بي کسي

 مانده ام در کوچه ي دلواپسي

بي کسي دلواپسي رنج ِمدام

 سر کشيدم جرعه جرعه جام جام

خون دل خوردم که بينم روي او

سر نهم از بندگي در کوي او

ديده ام، بي خوابِ مهدي گشته است

 اين دلم بي تاب مهدي گشته است

 حسرت ديدار مهدي مي کشد

عاقبت اين درد او را مي کُشد

 عقده را با خون دل آغشته اند

 عقده رادر لاله ها پيچيده اند

 عقده ها دارد دلم بنما ظهور

اين شب ظلمانيم ،كن غرق نور

عقده ،همچون شعله هاي سركش است

 سوختن ،هم در دل آتش خوش است

 آتش عشقش نصيبم كن مدام

تا كنم درس وفاداری تمام

 سر نهم در طشت خون ،بي واهمه

جان دهم در پيش پاي فاطمه

 حسرت اندر حسرتست اين زندگي

زندگي مرگ است با دلمردگي

کودک ديروز تو در خواب شد

 شوره زارازاشک اوسيراب شد

 نشنوي ديگر لا لائي هاي من

 مُرده ام ،امّا نمي بندم دهن

 گرچه پُرشد اين دهان ازخاک گور

 بي کران از بي کران باريد ،نور

 نسترن ، پيچيده دور پيکرم

پيکر صدپاره ازپا تا سرم

 تا نمانم بي کفن درزير خاک

پاک پاکم زين تالم پاک پاک

 وا نمي گردد چرا اين عقده ام؟

 عقده هاي پُر شده از غصّه ام

 همچو «شاهد» ياس يا آلاله ام

 عقده ي وامانده ي صدساله ام

شاهد جهرمی

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 8:59 |

 

سلام.

   اینم یکی دیگه از بی سلیقگی های متولیان مربوطه ی شهرمون  

توی بلواری که نامش را نخلستان  گذاشته اند!!! فقط یک نخل بومی وجود داره!!!!!

شهر باربد به  جای اونا احساس شرمساری می کند

 

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 12:50 |

 

سلام.

این کارایی که میگن برای مردم انجام دادیم و داریم انجام میدیم کو؟؟؟

آیا منظورشون ایناست؟

ضمنا این عکسا فقط مال میدان شهدا و اطراف اونه!!! دیگه بقیه شهر رو خودتون تصور کنین چیه؟؟!!!

بقیه شاهکاراشون هم در ادامه مطلب هست که می تونید ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 0:28 |

 

نابودی دو باغ دیگه

مبارکباد بر اونایی که می تونن ولی نمی خوان جلو این قتل عام ها رو بگیرند!!!!

اینم دو تا باغ دیگه که نخلهاش برای رویش قارچهای فلزی و بتونی قتل عام شدند، اونم توی تعطیلات نوروز امسال.

 

این یکی بلوار بین الحرمین هست

و این یکی روبروی بیمارستان مطهری.

 

سه تا عکس مرتبط به همدیگه (از اربعین تا 12 فروردین) و یک سوال هم در ادامه مطلب هست که پیشنهاد می کنم اونا رو هم ببینید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 0:29 |

 

سلام به شهر باربد خوش اومدین

سیزده بدر و تعطیلات هم تموم شد. امیدوارم که خوش گذشته باشه(البته با این اوضاع اقتصادی بعیده). در هر حال با شروع فعالیتها در سال جدید، امیدواریم که شاهد فعالیتهای مثبت و کاربردی (و نه ظاهری) از سوی دستگاههای متولی خدمت به همشهری ها باشیم و مثل سالهای گذشته فقط یک سری گزارش کار نبینیم که اونم دوای هیچکدوم از دردهای مردم نباشه (مثل بعضی از کارها که مجازی اند و وجود خارجی ندارند)!!


خب اینم چندتا تصویر از سیزده بدر و بدرقه ی تعطیلات و آمادگی برای شروع سالی پر از کارهای خوب و در شأن جهرم.

 

 

بعضیها با ماشین گلکاری شده اومده بودن(مبارک باشه)

 

 

برخی هم وسایل مخصوص!!!!!!!! با خودشون آورده بودن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 22:44 |

 

سلامی چو بوی خوش آشنایی

«طلوع رفتن»، عنوان نمایشگاه آثار نقاشی آقای حامد یابنده هنرمند جوان جهرمی است که در محل هنرکده آکادمیا برپا شده است. این نمایشگاه از 14 الی 22 فروردین جهت بازدید هنر دوستان برپاست.

برای بازدید از این نمایشگاه زیبا می توانید به هنرکده بیایید.

نشانی: میدان شهدا – ابتدای بلوار فردوسی – جنب کوچه 40- هنرکده آکادمیا.

 

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 22:47 |

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:33 |

 

سلام. به شهر باربد خوش اومدین

فعلا این تصویر رو داشته باشید تا بعد که خدمت برسم و چند تا سوال که برام پیش اومده بپرسم

 

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 1:6 |

 

سلام. به شهر باربد خوش اومدین.

 

امروز یه برشور راهنمای میهمانان نوروزی دیدم که توی اون چندتا تصویر بود که من فکر نمی کنم اونی که تصاویر رو گذاشته خودش هم اونا رو قبول داشته باشه!!! آخه دروغ تا کجا؟؟ چرا ما فکر می کنیم که بقیه هم مثل خومون هستن و عقلشون به چشمشونه؟؟؟ تا کی باید خودمون رو گول بزنیم؟؟؟ تا کی پنهون کاری و سر زیر برف کردن؟؟؟

این تصویریست که نخلستان جهرم رو نشون میده آخه کجای جهرم همچین نخلستان مرتبی داره که اینا عکس به مهمونا نشون میدن؟

 

 

دروغ از این بزرگتر؟؟؟

 

 


 

اینم عکس قدمگاه هستش خودتون ببینین مال چند سال پیشه؟؟؟؟

 

 

 

عکس ابتدای امسالش رو هم ببینین!!!! چرا اون گچ ها رو دارن بر می دارند؟؟

 

 

 

 

بقیه اماکن هم به همین صورت هست. چرا دروغ؟؟؟ چرا فریب؟؟؟ چرا بی مسوولیتی؟؟ چرا بی فرهنگی؟؟ چرا تبعیض؟؟

 


شما رو به خدا لا اقل به مهمونامون دروغ نگید! خودمون که دیگه عادت کردیم!

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 1:1 |

 

هفدهم ربيع الاول، سالروز ولادت با سعادت فرخ لقاي عالم لاهوت، حضرت ختمي مرتبت (صلي الله عليه و آله) و پشواي بزرگ مذهب جعفري، حضرت امام صادق (عليه السلام) خجسته باد.

 

 

نسيم سحري جان مايه عشق را به گستره خاکيان فرستاد. شاخه هاي مهربان درختان، گونه به رنگ فلق ساييدند. آبشاري از نور، خنده هاي شادمان خورشيد را به زمينيان بخشيد و جوشش از شکوه آسمان را در بر گرفت. جوانه هاي تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلي ديگر کردند و همگي قدوم نوزادي را که سبب آفرينش بود تبريک گفتند.

يا محمّد! به جمع خاکيان دوستدارت خوش آمدي.

 

جاري شور و سرور، در کوچه هاي خلوت مکه، حکايتي تازه داشت و باد در گوش بلندترين نخل ها از پيش، خبر مي برد و مژدگاني مي گرفت. کنگره هاي کاخ ستم لرزيدند. درياچه هاي کفر خشک شدند. آتشکده هاي الحاد به سردي گراييدند و آغوش اسلام به مولود خجسته خود مباهات کرد. محمّد آمد! ثمره خلقت آمد!

پيامبر مهر به سراي دنيا خوش آمد!

 

اي بهار آفرينش! اي سبب خلقت! اي دستاويز هستي! مقدمت گلباران! اي آفتاب فروزان اديان الهي! اي آخرين فرستاده حق به سوي بشر! کعبه از آمدنت در شادي است و آسمان مکه همراز شب هاي تنهايي خود را يافته است. شيشه کفر شکسته و خبر آمدنت در گوش اديان و اعصار طنين انداخته است.

قدومت مبارک اي پيام آور صلح و دوستي!

اي تو که از حق آمدي و به حق برانگيخته شدي. آفتاب جهان فروز و عالم تاب توحيد هستي که برف ظلم را آب کرده و نويد بهار مي دهي!

نامت بلند و دينت پاينده باد!

اي واژه هاي مهربان! چگونه مي خواهيد شعف دل را واگويه کنيد؟ مهربان ترين فرشته خاکي مي آيد و دل کائنات نزديک است از شوق قالب تهي کند. او از حق آمده و به حق برانگيخته شده است. ابتدا و انتهايش رنگ خدايي دارد. آفتاب جهان فروز و عالم تاب توحيد است که برف ظلم را آب مي کند و نويد بهار مي دهد. قلب عالم امکان است. جريده هستي است. افلاکي ترين فرشته خاکي است. پادشاه لولاک است. مصطفي است. برگزيده حق است.

نامش بلند و دينش پاينده!

 

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 21:52 |

سلام.

مطلب این پست را از وبلاگ محسن گرفتم و دیگه ..... خودتون ببینین!!!!

آدرسشم رو عکسا هست


ایها الناس یه نفربیاد به این آقایون بگه چرا با بیت المال این کارهارو می کنید؟؟ 

می بینید از میراث گذشتگان چگونه نگهداری می شود!!؟

 

 

مسئولین دیگر شهر ها یاد بگیرند!!!

 

 


ببین تو ادامه مطلب چه خبره؟!!!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه چهارم فروردین 1387 و ساعت 21:25 |

 

خدا رو شکر که با جدید و قدیم شدن ساعت دیگه تموم مشکلات حل میشه، چون هیچ مشکل مهمتری وجود نداشت و با این کار مردم در رفاه کامل خواهند بود.

 

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 23:48 |

 

چند نشانی که از بی توجهی ها زخم خورده اند

 

زخمهای بی توجهی

 

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 23:8 |

 

سلام. به شهر باربد خوش اومدین.

امروز از میدان چمران رد می شدم که چشمم به تابلو خوش آمد گویی به میهمانان نوروزی افتاد و توجهم رو جلب کرد، اینگونه نوشته بود:

«به شهر بهار نارنج شهر نخل های سرافراز خوش آمدید».

راستی منظور کدام نارنج و کدام نخل است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

!!!! به تصاویر دقت کنید

اینجا  و اینجا را هم ببینید

 

 

 

بقیه تصاویر هم در ادامه مطلب است

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 22:45 |

 

سلام. به شهر باربد خوش اومدین.

امروز براتون از درهای بسته دو تا از میراث گذشتگانمون چندتا عکس تهیه کردم که می بینید. سوال اینه که چرا تو این ایام که میهمانان نوروزی به شهرمون میان باید این درها بسته باشه؟ نکنه خوب نگهشون نداشتیم و آبرو ریزی میشه؟

این عکسا «مدرسه خان» واقع در خیابان عبرت هست 

 

 عکسای آب انبار حاج آقا رضا (دوره صفوی) واقع در نبش میدان حق شناس را در ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 0:22 |

 

شیشه عطر بهار لب دیوار شکست

و هوا، پر شد از بوی خدا.

همه جا آیات اوست،

دیدنش آسان است،

سخت آن است،

نبینی او را!

سال نو مبارک.

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 10:1 |

 

سال نو مبارک

الـتمـاس دعـا

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 3:58 |

 

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد

رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد

تنها دل ساده ايست دارايي ما

آن هم شب عيد تقديم تو باد

 

 

سال نو مبارک

 

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 3:17 |