برای دیدن خبرهای جهرم در "باربد نیوز" اینجا را کلیک کنید

توجه: در این وبلاگ بیشتر مطالبی که نوشته می شود شخصی است. لطفاً به دید خبری به آن ننگرید

شهر باربد - مطالب متنوع و جالب


برچسب‌ها: گورستان مرگ, چرخ دنیا, موقعیت دنیوی, دنیا و پست پرستان, عکس سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه نوزدهم مهر 1392 و ساعت 2:36 |

http://s1.picofile.com/file/7930586769/TANHA1.jpg


برچسب‌ها: عکس و سخن روز, ایستادگی, تنهایی, باور

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه بیستم شهریور 1392 و ساعت 18:42 |


برچسب‌ها: عکس و سخن روز, سخنان آموزنده, شعر, مرگ, عبرت

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 و ساعت 23:9 |

برای مشاهده تصاویر و توضیحات بیشتر، اینجا را کلیک کنید


برچسب‌ها: تیر برق, گیاه, پدیده جالب, تصاویر, جهرم

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه هفتم تیر 1392 و ساعت 0:19 |


برچسب‌ها: سخن روز, جملات زیبا

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه دوم خرداد 1392 و ساعت 9:48 |

باورم نمی شود، کی کسی شنیده است: زیر خاک گم شوند قله های افتخار ...


برچسب‌ها: قیصر امین پور, سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه هشتم آبان 1391 و ساعت 16:49 |

چه ميهمانان بي دردسري هستند مردگان , نه به دستي ظرفي را چرک مي کنند و نه به حرفي دلي را آلوده , تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
(حسين پناهي)

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه دوازدهم مهر 1391 و ساعت 14:29 |

‏‏معروف است که عقب مانده ها چیزی نمی فهمند.
چند سال پیش در جریان بازی های پاراالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا 9 نفر از شرکت کنندگان دوی 100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه این 9 نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم.

آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به سریع دویدن نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پاراالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد. این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد
.

هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند. یکی از آنها که مبتلا به سندروم "دان" -عقب ماندگی شدید جسمی و ذهنی - بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده.
سپس هر 9 نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند.
در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقیقه برای آنها کف زدند.

کاش ما هم چیزی نمی فهمیدیم ...

"مطلب ارسالی از ایمان"

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه دوم مهر 1391 و ساعت 15:13 |

کاری دفاع مقدسی از عبدالرضا کوهمال جهرمی به یاد دفاع و شهدایش تقدیم به علاقه مندان:

ای سرزمین نخل و دلیران سرفراز،

شهر من ای خلاصه ی ایران سرفراز

 باید به خلسه رفت و به یادت حماسه ساخت،

با خاک و آب و آتش و بادت حماسه ساخت

هر واژه از صلابت نامت چکامه هاست،

نامت حماسه خیز تر از شاهنامه هاست

یاد علم به دوش شهیدان بی قرار

خورشید این حکایت جاوید ماندگار

حالا که شهر در تپش بی خیالی است

جای برادران غیورم چه خالی است ...


برچسب‌ها: حای شهدا خالی, دفاع مقدس, جنگ, حماسه, سرزمین نخل

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه سی و یکم شهریور 1391 و ساعت 8:7 |

باربدنیوز تعطیل شدباربدنیوز جهرم: به یاری خدا از اول مهر فعالیت باربدنیوز به عنوان وبلاگی با رویکردی انتقادی و نگاهی به مسایل سطح شهر، انعکاس درخواست های بازدیدکنندگان و مطالبی در قالب پرسش از متولیان و تلنگر به متولیان بخش های مختلف و ... از سر گرفته خواهد شد و صد البته در صورت بازگشایی مجدد باربدنیوز، نیازمند یاری سبزتان تا همیشه هستم... .

هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا

بر منتهای همت خود کامران شدم


برچسب‌ها: پاییز باربد, بازگشایی مجدد

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه سی ام شهریور 1391 و ساعت 23:36 |

هر چند یکبار، ایمیل هایی درباره ایران میگیریم که عکسهای خنده دار را نشان میدهد و موضوع  آن  " فقط در ایران "  یا  "only in Iran"  است.

این ایمیل ها اگرچه خنده به لب مینشاند و بعدی از ابعاد جامعه ایران را نشان میدهد، اما در ایران چیزهایی هم هست که ساده از کنارشان میگذریم. اگر مدتی از ایران دور باشید، این نکات زیبا بیشتر خود را نشان میدهند.

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم.
نیمه های راه گروهی زن و مرد با  سن های کم و زیاد نشسته بودند. مردی با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا، داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند. آنقدر جو گیرنده‌ای بود که ما هم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم. وقتی ترانه شادتر شد، جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن.
خواستم فیلمی بگیرم، فکر کردم شاید دوست نداشته باشند. در اینحال فکر میکردم کجای دنیا چنین حالت و جوی را میشود دید؟
برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه، سفارش املت دادیم.
کنار دست فروشنده نوشته بود: ما را در Facebook ملاقات کنید. باز فکر کردم در کجای دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنده‌اش هم تا این حد به روز باشد؟
چون من تا حدی دنیا دیده هستم، به تجربه میگویم: هیچ کجا..

هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود. آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که  برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با وقاری داشت.
وقتی گفتیم به شما نمی‌آید گل بفروشید، با کلامی تکان دهنده گفت: بی کس هستم، اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند.
کجای دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را، در کلام یک گلفروش یافت؟
به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است. به سوپری نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست. گفتم ببخشید پول نیاوردم، میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم کم نبود،
مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت: آخه چه عجله‌ای بود؟
شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم، یکباره صدای آکاردئون یکی از ترانه‌های خاطره‌انگیز را سر داد.
در کوچه نوازنده‌ای با زیباترین حالت و مهارتی خاص مینواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم.
یکی آمد و به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی که میزنی.
با رضایت پولی به زو داد و رفت... حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد، درآمد ماهانه خوبی دارد. در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه‌ای سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده‌ام.
میتوان همه رخدادهای بالا را منفی دید.
چرا باید خانمی با وقار گل بفروشد..؟
چرا فردی که به کامپیوتر وارد است باید بالای کوه املت درست کند..؟
چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد...؟؟ و از این دست نگاههای منفی که خیلی ها دارند..
اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در کوچه ننوازد، چه مشکلی حل خواهد شد؟
و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل مشکلات دنیا میکند؟
من هر چه را دیدم  مثبت میدیدم.
بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده‌ایم در حالیکه در عمل وجود ندارند..
و آنچه را نیز که وجود دارد، چشم ما نمی بیند و ذهن ما درک نمیکند.
مثلا آدمها را به دو گروه  "باکلاس" و" بی کلاس" تقسیم کرده ایم..! ماکسیما، پرادو و بنز با کلاس، و پیکان و وانت بی کلاسند.
حالا در جاده گیر کنید، به هر دلیل...، چه تمام شدن بنزین، چه خرابی ماشین... امتحان کنید حتی یک ماکسیما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکند و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان دارد یا وانت... کدام با کلاس ترند؟

میتوانید به رخدادهای یکروز عادی از زندگی فکر کنید، در آن تلخ و شیرین بسیار وجود دارد


برچسب‌ها: مطالب آموزنده

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه سی ام شهریور 1391 و ساعت 13:49 |

باربدنیوز تعطیل شدباربدنیوز، تعطیل شد

(اطلاعات بیشتر)

"فریاد جهرم" یکی از وبلاگ های جهرمی است که در اقدامی ابتکاری، در مورد تعطیلی باربدنیوز نظر سنجی گذاشته است.

هرچند که بنده مدیران این وبلاگ را نمی شناسم ولی اصلاً راضی نیستم دیگران خود را به خاطر بنده ی کمترین، به زحمت بیندازند. ضمن تشکر از این دوستان و احترام به نتیجه ی نظرسنجی(هرچه که باشد) آدرس وبلاگ مذکور در این بخش قرار می گیرد.

در ضمن خودم به احترام دوستان عزیز و همراهان همیشگی باربدنیوز که موجب دلگرمی اند، در نظر سنجی شرکت کرده و گزینه سوم را انتخاب کردم.

http://friad.blogfa.com


برچسب‌ها: روزهای بحرانی, باربدنیوز, تهدید, تطمیع, فشار, اطلاع رسانی

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 و ساعت 9:30 |
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...


برچسب‌ها: سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 و ساعت 20:42 |

آنکس که بداند و بداند که بداند

اسب فلک از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند

بیدارش کنید که بس خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند

لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند

در جهل مرکب ابدالدهر بماند


برچسب‌ها: سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391 و ساعت 3:16 |
سلامتی اون پسر بچه ای که پولاشو جمع کرد واسه روز پدر کادو بخره،

وقتی فروشنده گفت: چه جور کمربندی باشه؟

پسر بچه گفت: قشنگ باشه ولی دردش کم باشه...!

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391 و ساعت 0:46 |
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز را در تو تشخیص دهد :

اندوه پنهان شده در لبخندت

                                 عشق پنهان شده در عصبانیتت

                                                                و معنای حقیقی سکوتت را . . .



برچسب‌ها: سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 15:34 |

بغض هايت را براى خودت نگه دار گاهى سبك نشوى، سنگين تري...

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 10:24 |

باد با شمع های خاموش کاری ندارد، اگر بر تو سخت می گذرد بدان روشنی ...


برچسب‌ها: سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 و ساعت 22:54 |

"زندگی فرصت بس کوتاهی است تا بدانیم که مرگ، آخرین نقطه پرواز پرستوها نیست، مرگ هم حادثه است مثل افتادن برگ، تا بدانیم پس از خواب زمستانی خاک نفس سبز بهاری جاری است"

متن زیبا و تأمل بر انگیز بالا را دوست عزیزی به یاد شهید مهدی مولانیا به صورت پیامک ارسال کرده است.(روحش شاد و یادش همیشه گرامی)


برچسب‌ها: مهدی مولانیا, نبرد با گروهک پژاک

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه دهم فروردین 1391 و ساعت 0:0 |

بزن بارون   بزن خیسم کن   آبم کن   ترم کن....

 


برچسب‌ها: بزن بارون, باران رحمت الهی

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه هفتم اسفند 1390 و ساعت 2:17 |

سال91 سال نهنگبا فرمولی که در ادامه توضیح داده شده نام هر سال خورشیدی بدست می آید و مشخص می شود که هر سال خورشیدی به نام چه حیوانی است؟!

برای اینکار ابتدا از سال مورد نظر، عدد 6 کسر می شود. عدد حاصل تقسیم بر 12 می شود. سپس باقی مانده تقسیم را با جدول زیر تطبیق داده و حیوان مورد نظر از روی جدول به دست می آید.

 

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۰

موش

گاو

پلنگ

خرگوش

نهنگ

مار

اسب

گوسفند

میمون

مرغ

سگ

خوک

به عنوان مثال، برای سال 13۹۱ خورشیدی داریم:     138۵ = 6 - 13۹۱

حال باقی مانده تقسیم عدد 138۵ بر 12 رو بدست می آوریم، که عدد ۵ بدست می آید و عدد ۵ در جدول، معادل حیوان "نهنگ" است.

پس "سال ۱۳۹۱ خورشیدی، سال نهنگ است".


برچسب‌ها: سال 91 سال نهنگ, امسال سال چه حیوانی است, فرمول بدست آوردن نام هر سال خورشیدی

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه ششم اسفند 1390 و ساعت 1:54 |
همیشه یک بهانه برای درد دل هست،

                              هیچوقت دل بی بهانه نمی تپد

                                                                نمی دانم بهانه ها دلگیرند

                                                                                                  یا دل ها بهانه گیرند...


برچسب‌ها: نکته های ادبی

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 14:42 |

نام نیکو گر بماند ز آدمی

 

به کزو ماند سرای زرنگار


برچسب‌ها: سخن روز

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 1:38 |

مرحوم مسعود سروراین مطلب را آقای رامشخواه برای شهرباربد ارسال کرده است. با تشکر از این عزیز و گرامیداشت یاد مسعود سرور عزیز و آرزوی شادی روح مرحوم حاج مسعود سرور مطلب ارسالی را در اینجا قرار می دهم:

به یاد مسعود عزیز:

یلدا نیا

یا شبانه و پاورچین ... بی آن یل شب شکنت

بی یار، یار یادیاران

یلدا نیا،

بی او شبانه هایی ست

پیش از آمدنت به زمستان نشسته ایم ...

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 14:29 |
مرحوم مسعود سرور حاج مسعود عزیز!

چه غروب غم انگیزی بنی اسد آمده اند اجساد پاک کربلاییان را دفن کنند شاید تو هم با این عجله رفتی که به آنها برسی.

(ایوب پرند آور)

بیایید هر روز به خود تذکر بدهیم شاید فردا قبل از ظهر مثل حاج مسعود سرور وقت کوچیدنمان باشد.

(ایوب پرندآور)


مسعود طلبيده شده بود و بيشتر دوستان او آن طرف بودند .چند روز پيش اين پيامك را برام فرستاده بود -شعر قيصر :
تا نگاه مي كني وقت رفتن است ...
روحش شادمان باد

(عبدالحمید رحمانیان)


پر از باران و طوفان بود مسعود

دلش از داغداران بود مسعود

دریغ حسرتی جانانه بر دوش

نماد یاد یاران بود مسعود

(عبدالرضا کوهمال)


بنام خالق زیبایی ها و گلچین کننده خوبان ...
خیلی زود بود از پیش ما بری ای مرد خستگی ناپذیر .
اگه یه فرمانده مرد توی سپاه بود تو بودی.
رفتی و با رفتنت اینگونه شهر رو در ماتم فرو بردی.
روحت شاد
این را هم به همه بگوییم که امثال حاج مسعود کم نیستن ولی همه اونا هم مث این عزیز؛ گمنامن.
همیشه بیادتیم و توی قلبمون یاد و خاطره ات خواهد ماند.

(مجتبی)


مسعود جان !
اين يادداشت را شبي مي نويسم كه تو در اين سراي خاكي نيستي !
ديشب شب شعري بود در استهبان -شب شعر عاشورا .در اصل روضه خواني بود اما تو در يادم امدي و ناگهان نام تو تيتر حرفهاي شاعران شد .
مسعود جان .من هنوز پيامك روز قبل عاشورا را در گوشي ام دارم كه از قيصر گفته بودي :
...تا نگاه مي كني وقت رفتن است !
راستي من ماموريتي كه درخواست كرده بودي را تا حدود بالايي به انجام رساندم و هفته ي قبل با شخص اصلي مورد نظر تو هم ديداري در دفتر داشتم .بقيه ي كارها دست خداست .
راستي ايا بعد از تو كسي هست كه اين پيام را تاييد كند ؟؟
( این پیام را در وبلاگ دیده بان جهرم شب بعد از حادثه گذاشته بودم و گمان نمی کردم کسی ان را تایید کند اما اقا مسعود همچنان جاری و زنده است )

(عبدالحمید رحمانیان)

تصاویری از حاج مسعود سرور در روز تاسوعا چند روز قبل از عروجش در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 12:22 |

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم.همان یک لحظه اول ،که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهان را با همه زیبایی و زشتی ،به روی یکدیگر ، ویرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم که در همسایه ی صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم ، بر لب پیمانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین،

زمین و آسمان را واژگون ، مستانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .نه طاعت می پذیرفتم ،نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ، سبحۀ صد دانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم، برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم، به گرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،

سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه می کردم .
 
عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که می دیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد ،

گردش این چرخ را وارونه ، بی صبرانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم، که می دیدم مشوش عارف و عامی، 

 ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،

بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ، در این دنیای پر افسانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم، همین بهتر که او خود جای خود بنشسته

و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!

و گر نه من به جای او چو بودم ، یک نفس کی عادلانه سازشی ، با جاهل و فرزانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

عجب صبری خدا دارد !

                                                                                رحیم معینی کرمانشاهی  

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه پنجم آذر 1390 و ساعت 8:54 |

سلام. به شهرباربد خوش آمدید

به علت زیاد بودن اخبار و مراسم این روزها وقت نمی شود که به این کلبه سر بزنم و در خدمت باشم. به همین علت و ضمن عذر خواهی از کم کاری خودم، دعوت می کنم خبرهاُ گزارش ها و تصاویر خبری مهرماه را از طریق لینک زیر در "باربدنیوز" مشاهده و مطالعه نمایید.

خبرهاف گزارش ها و تصاویر خبری مهرماه در جهرم

و آخرین گزارش های تصویری از رویدادهای جهرم را با کلیک روی لینک زیر مشاهده نمایید.

http://photobarbod.blogfa.com

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 21:37 |

سلام. به شهرباربد خوش آمدید.

۲۷ شهریور هرسال بزرگداشت استاد سید محمد حسین شهریار، به روز "شعر و ادب فارسی" نام گذاری شده است.

اما امسال این روز برای جهرم که افتخارات زیادی در زمینه "شعر و ادب" در دوره های مختلف تاریخی دارد، رنگ و بوی دیگری دارد و انجمن شعر و ادب جهرم چند ماهی است به اغما رفته و حال روز خوبی ندارد و معلوم نیست کی قرار است از اغما درآید.

چندی پیش بود که جلسات انجمن شعر و ادب جهرم، موقتاً غیر فعال شد و تاکنون فعالیت خود را از سر نگرفته است و معلوم نیست این مسئله تا کی ادامه خواهد داشت ولی به نظر می رسد تداوم این سکون و سکوت نه به نفع شعر و ادب جهرم و نه به نفع شاعران جهرم و نه به نفع شهر جهرم است.  

بنده ی حقیر شاید از شعر و شاعری چیزی ندانم و تخصص نداشته باشم اما افتخار داشتن دوستانی از بین عزیزان عرصه "شعر و ادب" در انجمن های فعال جهرم دارم و به واسطه همین افتخاری که نصیبم شده معتقدم، میان بهترین راه حل مشکل موجود می تواند "ایثار و گذشت و همدلی" از سوی طرف های درگیر در این مسئله باشد تا دوباره شعر و ادب جهرم احیا شده و با نشاط به حیات خود ادامه دهد.

به نظر من کوتاهی و یا قصور "احتمالی" از هر سو که بوده با یک عذر خواهی و اذعان به اشتباه و تلاش در جبران آن شایسته و رواست، همچنین گذشت و بخشش از طرف مقابل، زیبایی شروع مجدد فعالیت انجمن شعر و ادبِ به کما رفته ی جهرم را چند برابر می کند.

شاید من وامثال من از "شعر و ادب" چیز زیادی متوجه نباشیم و در این زمینه سررشته نداشته باشیم ولی شعر را دوست داریم و از شنیدن آن لذت می بریم. به نظر می رسد که بیش از این سکون و سکوت، به مصلحت هیچ کس خصوصاً جایگاه شعر و بویژه شعر آیینی و دفاع مقدس ما نباشد.

از همین جا از دوستان خوبم در انجمن شعر و ادب جهرم یعنی "بچه های خوب غروب سه شنبه" و دوست و برادر عزیزم جناب کوهمال عزیز، همچنین دوست و همکلاس دوران دورم جناب زمانی بزرگوار و خصوصاً پیشکسوتان و بزرگان و فعالان عرصه شعر و ادب و فرهنگ و دیگر عزیزان و بزرگانی که می توانند در حل مشکل بوجود آمده برای انجمن مرکزی شعر و ادب جهرم مثمر ثمر باشند، خاضعانه و خاشعانه تقاضا و خواهش دارم که در حل این مشکل، تمامی تلاش خود را به کار گیرند تا به یاری خدا و همت دوستان شاهد فعالیت و حیات مجدد انجمن مرکزی شعر و ادب جهرم در کنار همدلی ها و دوستی ها باشیم.

به این امید که در آستانه آغاز هفته دفاع مقدس و به احترام روز "شعر و ادب" شاهد برگزاری انتخابات انجمن مرکزی "شعر و ادب جهرم" و آغاز مجدد فعالیت این عزیزان باشیم و دوستان عزیز با فعالیت، تلاش و نشاط بیشتر و برگزاری محافل شعری در سطح شهر به مناسبت های مختلف، فضایی سرشار از شعر، شور و شعور در جهرم بوجود آورند. (انشاءالله)

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 و ساعت 13:20 |

چیشکُم بزن اََ زیر شَمَدِت تا گنا شَم

تو می دونی اَ دوریت مِثه تُوَه رو تَشَم

من میخام تو روغن عشقت مَله کنم

اگه کسی نیگات کنه کَله کنم

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیستم شهریور 1390 و ساعت 14:36 |

سلام. به شهرباربد خوش آمدید

این مطلب را دوست خوبم آقای شفاعت پناهی ارسال کرده که با توجه به نزدیک شدن به فصل برداشت خرما و مرکبات در جهرم و به عنوان تلنگری به متولیان امر منتشر می کنم تا به یاری خداوند، دیگر شاهد چنین تصاویری نباشیم.

لزوم وجود صنایع تبدیلی و بسته بندی محصولات کشاورزی در جهرم

 چند روز یکی از دوستان مشهدی من ایمیلی را برایم ارسال کرد که با دیدن عکس هایش شوکه شدم.

ایمیل شاید برای هر بیننده ای مانند تمام ایمیل های طنز انتقادی بود که ضعف موجود در یکی از بخش های کشور را نشان می داد اما برای من و همشهریانم متفاوت بود.

ایمیل حاوی عکس ها و مطالبی در مورد نحوه بسته بندی خرما بود.

 هر جهرمی با دیدن عکس ها متوجه این موضوع می شد که ...

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در جمعه یازدهم شهریور 1390 و ساعت 1:8 |
قصه عشقت را به بیگانگان نگو

چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند

از وبلاگ احمد یابنده

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 17:50 |

همه ما آدم ها با هم مشترکات بسیاری داریم

در گمشده هایمان

در نرسیده هایمان

در نداشته هایمان و مهم تر از همه در دشمن مشترکمان

و آن روز که فقط جمجمه ها مان مانده باشد میزان کلسیم و حجم استخوان ما چقدر شبیه هم می شوند

ای کاش می شد موها را نبینیم، جمجمه ها را ببینیم و نیستانی که روزی از آن جا بودیم.

(محسن تهمتن)

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه بیستم مرداد 1390 و ساعت 0:23 |
کسی یعقوب نیست یار من یوسف نیا، اینجا کسی یعقوب نیست
لحظه ای چشمانشان، از دوریت مرطوب نیست

ای گل زیبای من! از غربتت اشکی نریخت
نازنین! اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست

نوبهارم درفراقت هیچ کس محزون نشد
منجی انسانییت! اینجا شرایط جور نیست

گرچه در هر جمعه ای، زیبا، دعایت می کنند
این دعاها بر زبان است؛ جنسشان مرغوب نیست

مهربان، اینجا همه مرعوب دنیا گشته اند
طوق ها بر گردن است و، هیچکس منصور نیست

گر چه در هر صبح و شام، داد از تمنای ظهورت می زنند
این تمنا بر لبان است؛ قلبشان مشروب نیست

یادگار رحمت للعالمین! اینجا کسی از رحمتت چیزی نگفت
دائم از شمشیر و گردن صحبت است و، هیچکس مجدور (1) نیست

ای گل نرگس، حضورت را کسی هشیار نیست
لحظه ای چشمانشان را شستشوی آب نیست
(ناصر عبدلی)

پی نوشت:
1. سزاوار - لایق

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390 و ساعت 18:57 |

این عبارت پشت یک کامیون نوشته شده بود:

ما زچاه آب می خوریم، دریا حسادت می کند

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه ششم مرداد 1390 و ساعت 12:11 |
مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت.
 روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شادي میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ،
 مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!!
 

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 و ساعت 11:14 |

در روزگاری نه چندان دور یک نفر مثل بقیه آدمای عادی این شهر برای گرفتن وام یکی دو میلیونی به یکی از بانکهای شهر مراجعه می کنه  و به او میگن که باید مقداری پول برای گرفتن وام پیش ما بذاری و بعد از مدتی ببینیم استحقاق گرفتن وام داری یانه؟ القصه اون فرد مقداری پول در اون بانک اسلامی میذاره و بعد از مدت زمان معین، تشکیل پرونده می دهد و مدارک مورد نیاز را به بانک تحویل می دهد، فقط می ماند یک گواهی که پرونده تکمیل شود. متقاضی بدبخت فردای آن روز برای افزودن گواهی به مدارک خود به بانک مراجعه می کند و ناگهان متوجه می شود که رییس بانک به شعبه دیگری منتقل شده و اون بانک بی رییس شده است. و از اونجا که دریافت وام منوط به وجود رییس بانک است، پس همه تقاضاها روی هوا می ماند. هیچ کس نیز حاضر نمی شود گواهی را از متقاضی قصه ما بگیرد و به دیگر مدارکش بیافزاید. خلاصه بعد از گذشت حدود ۸ ماه این بانک رییس! دار می شود و متقاضی بیچاره با خوشحالی گواهی مربوطه را به بانک می برد و در کمال تعجب، رییس! برای اینکه مراجعه کننده را از سر خود وا کند به او می گوید که مدارکش گم!!!!!!!!!!!!!!!!!! شده است و بایستی مراحل تقاضای وام را از اول انجام دهد. متقاضی بیچاره سرافکنده و نا امید از اسلامی!!!! عمل کردن بانک، موضوع را به همسر خود می گوید و آن دو به اتفاق به بانک مراجعه می کنند و از رییس بانک علت و چرایی گم!!! شدن مدارک را می پرسند که رییس در جواب و با تندی می گوید خب گم شده است به من چه مربوط است؟ و حاضر نمی شود جواب دیگری بدهد. متقاضی نا امید نیز گلایه و درددل خود را به دفتر یکی از علمای شهر می برد که از آنجا با مدیریت شعب بانک تماس گرفته می شود و موضوع به اطلاع آنها می رسد و قرار بر این می شود که متقاضی موضوع را حضوراً به بخش مدیریت شعب در بانک مرکزی اطلاع دهد و حق!!!!!!!! خود را طلب نماید. وقتی به مسئول مذکور مراجعه می شود، مدیر مذکور با سردترین برخورد ممکن موضوع را جویا می شود و در اقدامی مقتدرانه و مسئولانه و وظیفه شناسانه به مدیر بانک زنگ می زند و می گوید که چنین فردی مراجعه نموده است. رییس بانک نیز به وی می گوید که متقاضی مورد نظر فقط یک کپی شناسنامه در این بانک دارد. مدیر مافوق نیز که شاید بنا به آموزه های دینی خود به حرف زیر دست خود بیش از متقاضی مظلوم اطمینان دارد، متقاضی را مقصر تشخیص می دهد و او را مجدداً! به رییس بانک پاس می دهد.

متقاضی این قصه نیز برای اینکه خود را جریمه کرده باشد که چرا به امید واهی شکایت خود را به بندگان خدا برده است؟ مجدداً به رییس بانک مراجعه می کند و با اینکه مطمئن است برای بار دیگر تحقیر خواهد شد، خود را اینبار فرستاده مافوق رییس! معرفی می کند. از آنجا که اقتدار مدیریت و سلسله مراتب اداری در برخی ادارات اسلامی!!! ما به طور کامل رعایت می شود، رییس!!! بانک نیز با اینکه به شدت از شکایت متقاضی ترسیده!!! است با خضوع و التماس و ترس فراوان از اینکه کوتاهی و دروغ او را به مافوقش اطلاع داده اند با تندی هر چه تمام تر و با اعتماد به نفس کامل به متقاضی می گوید: "ما فوق من که هیچ، اگر به از او بالاتر و فرماندار و استاندار و حتی به شخص رییس جمهور نیز شکایت کنی، هیچ فرقی نمی کند چون جواب من همین است که گفتم".

آن وقت است که متقاضی بیچارهی بدبخت و تحقیر شده، خدا را شکر می کند که در کشوری زندگی می کند که حمایت!!! از حقوق مظلوم و اسلامی!!! عمل کردن مدیران آن افتخاری برای آنان است که نمونه بارز آن در این قصه آمده است. به همین دلیل به خاطر ناتوانی در احقاق حقوق خود از دریافت وام مذکور انصراف داده و رییس بانک و دیگر مسئوولین را به خدا واگذار می کند تا "حق الناسی" به گردن داشته باشند و وی نیز در روز قیامت حق خود را از آنان بستاند.

و در پایان خدا رو شکر که قبل از دریافت این وام انصراف دادیم تا از ما بهتران بتوانند با خیال راحت و تمام امکانت رفاهی راحت تر اختلاس های میلیاردی کنند بدون کوچکترین دردسر کشیدنی.

قصه ما به سر رسید ولی مظلوم به حقش نرسید.

بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود، تکریم ارباب رجوع و دفاع از حق مظلوم و ... یک دروغ بزرگ بود.

پی نوشت:

۱- روزگار نه چندان دور= یک ماه گذشته

۲- متقاضی وام، همسر نگارنده ی قصه است

۳- بانک مذکور در بلوار ... واقع است

۴- نگارنه معتقد است شاید چون این وام قرض الحسنه یا بلاعوض(با سود اسلامی!!! ((احتمالاً ۱۴٪)) و نه ربا، بوده این همه برای دریافتش بایستی تحقیر می شده است

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه هجدهم تیر 1390 و ساعت 10:51 |

سلام. به شهرباربد خوش آمدید

امروز پیامکی در یافت کردم به شرح زیر ولی در ینترنت موفق نشدم چیزی در این رابطه پیدا کنم. دوستان اگر در این مورد اطلاعاتی دارند لطفاً راهنمایی کنند و منبعش رو معرفی کنند.

متن پیامک:

۲۹ خرداد از سوی سازمان جهانی یونسکو روز باربدجهرمی، بزرگترین موسیقی سرا و نوازنده ساسانیان، نامیده شده است. این روز بر همه دوستداران موسیقی ایرانی فرخنده باد.

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390 و ساعت 22:24 |
پیامکی از یک دوست:

من بر آنم که هم قافیه بودن "مرد" با "درد" اتفاقی نیست.

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 و ساعت 8:33 |

چهارشنبه 25 خرداد1390 ساعت: 0:29           توسط:colt

salam babod na barbad boro dakhel in negah kon ta befahmi abero jahrom bordi khak to saret man ham farda shab miyam va in esmi ke dakhel koche shahrak neveshte barbod mokanam

وب سایت 

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 و ساعت 9:12 |

 سلام. به شهرباربد خوش آمدید

 امروز خبرهای سایت شهرداری جهرم رو مطالعه می کردم به خبری برخوردم که به نظرم آشنا اومد. ولی محتوای آن با اون چیزی که من مشاهده کردم کمی متفاوت بود. البته مطمئنا دوستان در شهرداری جهرم برای این مسئله، پاسخ دارند.

برداشت من از خبر سایت شهرداری این بود که جلسه ای که این سایت از آن صحبت کرده است غیر لز آن چیزی است که در مرقد امام جمعه فقید شهرمان تشکیل شد. ولی بخش آخر خبر همان چیزی است که آنجا اتفاق افتاد.

با توجه به مشخص نبودن زمان و مکان جلسه در سایت مذکور، این سئوال پیش میاد که اگر این همان جلسه است، که برخی افراد چطوری اسمشون برده شده که اون شب حضور نداشتند و در اون جلسه ابراز شد که تصمیمات هیئت امنای قبرستان شامل گلزار شهدا، مرقد امام جمعه فقید شهرمان و حرم مطهر امامزاده فضل(ع) نمی شود و متولی آنها ارگان های دیگر هستند و بایستی با هماهنگی و اجازه آنها کاری صورت گیرد که این موضوع غیر از آن چیزی است که در سایت شهرداری آمده است.

 و اگر این جلسه، جلسه ای جداست که چه نیازی به آن جلسه بود که مجدد همان کارها، در جلسه تکرار شود؟ آیا همه گزارش کارها به این شکل هست یا این یکی از دستشون در رفته؟

(البته من اقرار می کنم که تخصصی در تهیه خبر و خبر نویسی حرفه ای ندارم ولی آنچه دیدم با آنچه می خوانم متفاوت است).

این مطلب به این خاطر نوشته می شود که معمولا برخی رسانه های محلی که موفق نمی شوند حضوراً  در جلسات باشند، با کپی چنین اخباری اطلاع رسانی می کنند و با توجه به اینکه منبع خبر اعلام نمی شود ممکن است برای خوانندگان خبر، این اشتباه بوجود آید که آن رسانه ها در جلسه حضور داشته اند و این موضوع ممکن است در مورد "تفاوت در این حد"، ایجاد پرسش نماید.

اصل و لینک هر دو مطلب را برای مطالعه بازدیدکنندگان در ادامه مطلب آمده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 12:26 |

سلام دوستان.

متأسفانه امروز مونیتور رایانه ام از کار افتاد و ممکن است تا تهیه مونیتوری جدید، به دلیل در دسترس نبودن رایانه، به صورت نصف و نیمه در خدمت شما باشم.

... ... ... ... ... ...

((تشکر می کنم از تمامی عزیزانی که آمادگی خود را برای یاری اعلام کردند))

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه بیستم خرداد 1390 و ساعت 12:16 |

وبلاگ خبری باربدنیوز: دو هفته است که جلسات هفتگی انجمن شعر و ادب جهرم با عنوان "بچه های غروب سه شنبه" برگزار نمی شود. شنیده ها حاکی است که دبیر این انجمن به واسطه بوجود آمدن مسایلی از شرکت در انجمن خودداری کرده است. البته آقای زمانی فرد از طریق پیامک عنوان کرد که انجمن شعر و ادب جهرم در تدارک انتخابات جدید است و به کار خود ادامه خواهد داد.

برخی از اعضای انجمن شعر و ادب جهرم، نیز از علت تشکیل نشدن جلسات هفتگی از "باربدنیوز" سئوال می نمایند، که برای مشخص شدن موضوع، به یاری خدا در اولین فرصت به سراغ آقای زمانی فرد، رییس اداره ارشاد جهرم و آقای کوهمال دبیر این انجمن خواهیم رفت و علت را جویا شده و از طریق همین وبلاگ به اطلاع بازدیدکنندگان می رسانیم.

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 15:59 |

بر چه اساسی قبل از اسم یک روحانی، عبارت حجت الاسلام گذاشته می شود؟ چرا روحانی دیگری حجت الاسلام و السلمین خوانده می‌شود؟ بر چه اساسی این القاب به روحانیون اعطا می‌گردد؟ سوال‌های بسایری در این باره در خارج از حوزه های علمیه مطرح است. وقت آن است که برای پاسخ به این سوال‌ها، اقدام کنیم.

روات حدیث: درباره‌‌ی دوره‌های آموزشی در حوزه پیش از این نوشتیم. طلاب سه دوره مقدمات، سطح و خارج را در طی تحصیل خود می‌گذرانند. این مسیر یک مسیر فقه محور است که ...

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 12:32 |
وقتی تو خودت گیر می کنی 

 وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !

 وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی

 وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی

 وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی 

 وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره ..

 وقتی مجبوری خودتم گول بزنی 

 وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!

 وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست

 وقتی می دونی همه چی دروغه

 وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی

 وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..

 وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت

 وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته 

 وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه

 وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..

  وقتی نباید اونی باشی که هستی 

 وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست ! 

 وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن  

 وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه

 وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...

 وقتی................................

 میشی اینی که من الان هستم!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390 و ساعت 13:0 |

 

این نیز

 

 

 

بگذرد

 

 

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه دوم خرداد 1390 و ساعت 14:48 |
نامه اي به حضرت زهرا سلام الله علیها

 

اين را به هوای كربلا پُست كنم

يا اينكه به مشهدالرّضا پُست كنم؟

یک نامه نوشته ام برایت بي بي!

این را به نشاني كجا پست كنم؟

بسم الله الرّحمن الرّحيم

بي بي! سلام، شب شده و كرده ام هوات

گفتم يكي دو خط بنويسم كه از صفات،

كم كم زلال تر شوم و مثل آينه

روحم جلا بگيرد و از بركت دعات

مثل پرنده ها بپرم سمت آسمان

مثل فرشته ها بزنم بال در هوات ...

بانوی خوب من! چه خبر؟ از خودت بگو

از زخم هاي كهنه تر از چادر سيات،

كه خاكي است و بوسه شلاق مي خورد

از آتشي كه شعله زد از گوشه ردات...

مولا كجاست؟ زخم دلش را چه مي كند،

آن شير زخم خورده صحراي عاديات؟

از من سلام و عرض ارادات و بندگي

حتما ببر به خدمت چشمان مرتضات...

ما را ملال نيست به جز دوري شما

خوبند بچه هام ... به قربان بچه هات...

جانم فداي زخم تو اي كاش پشت در،

زير فشار خرد كننده خودم به جات-

بودم كه تازيانه و سيلي به من خورد،

تا از كبود فاجعه مي دادمت نجات

يا اينكه زهر شعله آتش به من رسد

خاكسترم بسازد و ريزد به خاك پات...

 اما چه حيف، روي تو نيلي شد و من آه ...

ماندم به حسرتي كه دهم جان و دل برات ...

من نذر كرده ام كه شود پهلوي تو خوب

من نذر كرده ام كه خدايم دهد شفات

اين نامه محتوي كمي خاكي تربت است

مال زمين زخمي غم، مال كربلات

گفتم برايتان بفرستم كه تا مگر

مرهم شود براي همان زخم شانه هات ...

قربان اين غمت كه گره خورده بر دلم

قربان اين جنون كه مرا مي دهد حيات

يك لحظه صبر كن و ... ببين راستي... عزيز

بين من و شما نكند خط ارتباط،

يك لحظه قطع گردد و سرگشته تر شوم،

لطفا بگير دست مرا، اِهدِنَا الصِرّاط...

مي ترسم اينكه گم بكنم شهر ندبه را

مي ترسم اينكه گم بكنم كوچه سَمات

مي ترسم اينكه باز در انجام واجبات

يا اينكه در تداوم ترك محرّمات

از من قصور سر زند واي واي واي

شرمنده تو گردم و آن چشم پر حيات...

بي بي! مباد آن كه فراموشتان شود

جان حسين جان حسن حاجت گدات...

خيلي ببخش طول كشيد و اذان صبح-

آمد و اين موذن و حيِّ عَلَي الصّلات ...

من هم كه با اين همه واگويه خواني ام

خيلي شدم مزاحم ساعات اِلتجات

پس بيشتر عزيز! مزاحم نمي شوم

قربان چشم هاي هميشه خدا نمات ...

بلوار نخل، كوچه هفتم، پلاك شعر

باشد نشان خانه من توي كائنات

چشم انتظارمت كه جوابي به من دهي

با دست خط سبز، كه جان را كنم فدات

دارد تمام مي شود اين نامه ... والسلام

امضاء ... خط فاصله ...

                                          ايوب...

                                                  خاك پات...

منبع: کتاب دوبیتی های نیلی، رباعی های کبود/ ایوب پرنداور از جهرم 

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 20:29 |

این دو چه زیبا معنی زندگی را درک کرده اند و با هم شاد و خوشبخت اند

احمد و فاطمه هر دو معلول هستند، احمد از هر دو دست و فاطمه از هر دو پا معلول است. احمد و فاطمه حالا یک سال است که با هم ازدواج کرده اند و با تمام محدودیتها یکدیگر را پذیرفته اند.احمد پای هرگز نداشته فاطمه را جبران می کند و فاطمه دست هرگز نداشته احمد را...

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در جمعه نوزدهم فروردین 1390 و ساعت 22:10 |

ساعتها را بگذارید بخوابند، بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست ...

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 و ساعت 0:14 |

عكس قديمي (سرشناسان قديم جهرم)

 

نشسته از سمت راست : ميرزا عبداله فراشباشي(جد پدری) ، ميرزا عبدالوهاب

وهابي جهرمي (آقاي هنر )،حاج حسنعلي صاحب جهرمي ، ميرزا محمد

صادق جهرمي 

ايستاده : ماشاالله خادم

منبع: وبلاگ احمد یابنده

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه هشتم اسفند 1389 و ساعت 14:31 |

70618542514509204603.jpgیادداشت های یک مشاور جوان نام وبلاگ جدید دوست خوبم و یکی از شاعران جوان شهرمان جهرم، یعنی علی شفاعت پناهی است که به تازگی راه اندازی کرده است. علاقه مندان می توانند از طریق لینک زیر به این وبلاگ دسترسی داشته باشند.

http://javanejahromi.blogfa.com

"نگاهی به همایش جهرم و انقلاب اسلامی" نام مطلبی است که علی شفاعت پناهی در وبلاگ خود آورده است. گفتنی است که علی شفاعت پناهی اخیرا به عنوان مشاور جوان نماینده جهرم در مجلس منصوب شده است.


"نگاهی به همایش جهرم و انقلاب اسلامی"

همایش ملی جهرم و انقلاب اسلامی باحضور شخصیت های مطرح محلی و کشوری در روزهای 27 و 28 بهمن ماه در جهرم برگزار شد.

این همایش به منظور معرفی نقش تاثیرگذار جهرم در انقلاب اسلامی و به پیشنهاد امام جمعه دانشمند جهرم جناب حجت الاسلام دكتر دژكام و با تاکید و پیگیری ...

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه یکم اسفند 1389 و ساعت 3:52 |

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه شانزدهم بهمن 1389 و ساعت 12:37 |

"حاصل عمر" نام برنامه ای است که جمعه شب ها از ساعت 21 به مدت یک ساعت از شبکه فارس پخش می شود. اجرای موفق و خوب این برنامه را آقای مهدی تدین از هنرمندان شهرمان عهده دار است. در این برنامه از بزرگان و مفاخر بزرگ ایران زمین به عنوان میهمان دعوت می شود تا حاصل عمر خود را به بیننندگان توضیح دهند. مهدی تدین که اخیرا به استخدام سیما در آمده است به عنوان مجری این برنامه، توانایی خود را به نمایش گذاشته است و به خوبی این مسئولیت را انجام می دهد. میهمان این هفته برنامه حاصل عمر با اجرای این همشهری توانا، دکتر ملک حسینی، متخصص پیوند اعضا و پدر پیوند اعضای ایران بود. همچنین در ارتباطی که در اواسط برنامه با رییس دانشگاه علوم پزشکی جهرم برقرار شد وی جهرم را در اهدای عضو بیماران مرگ مغزی در کشور دارای مقام اول عنوان کرد.

اجرای خوب و موفق مهدی تدین، می تواند در انعکاس توانایی ها و افتخارات جهرم از طریق این رسانه مؤثر باشد و نام پر افتخار جهرم را در تمامی کشور و حتی جهان معرفی و پر آوازه تر نماید.

برای این دوست و همشهری هنرمند و مجری توانا آرزوی موفقیت روز افزون داریم و امیدواریم که همیشه به فکر شهر و دیار و زادگاه خود باشد و در جهت معرفی هرچه بیشتر افتخارات و توانایی های مردمان خوبش اهتمام جدی و مستمر داشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در شنبه یازدهم دی 1389 و ساعت 17:1 |

این نوشته را در کانون شهید احسان رحمانیان دیدم و به نظرم اومد این روزا خیلی از ما نیاز داریم این مطالب رو به خودمون یادآوری کنیم...

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه چهاردهم آذر 1389 و ساعت 17:34 |

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

 سهراب سپهري

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه شانزدهم آبان 1389 و ساعت 23:50 |

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 و ساعت 20:3 |

ساعت 10 صبح / چهارم آبان 1357/ جهرم -ميدان مصلي:
سي و دو سال قبل همين ميدان مصلاي خودمان كه حالا بي ياد و يادماني سرپا مانده عزيمتگاه خبري شد كه تيتر اول رسانه هاي داخل و خارج را شكل داد.

"ترور فرماندار نظامي و رييس شهرباني جهرم"
-----------------------------------------------------

حالا آقايان ...

شما كه از قامت اين حماسه رسيده ايد به اينجا كه خادم مردم دوست داريد صدايتان كنند و شهرتان را مهد حماسه بنامند لابد مي دانيد كه چهارم ابان 57 جهرم بدون دليل چهارم آبان نشد! ظرفيتي داشت كه اينگونه باليد و باليد و همه ي ما از درخشش آفتاب حماسه اي كه بدست جواني از اهالي ميدان خراسان تهران رخ داد شهره شديم تا اضافه بر كمالاتمان شود كه شهر حكومت نظامي مي تواند تف بياندازد توي صورت بالاترين مقام حكومت نظامي كه گماشته اش سرتيپ نادور باشد يا رييس شهرباني اش كمال تصاعدي ...

من شنيدم كه پارسال يكي از شما بزرگان گفته ايد كه حركت چهارم آبان مورد تاييد نبوده! دوستي به تاسف و خنده گفت كه مي ترسم فردا هم بگويند حركت خليل مطهرنيا هم تاييديه نداشته! حاج اكبر رحمانيان هم كه باپاي پرهنه جبهه را وجب مي كرد برود تصديق نامه ي مراجع را بياورد! علي ناظم پور همان كاكا علي بچه هاي تخريب هم مجوز ورود به ميدان مينش گم شده و ....
شما كه " انقلاب اسلامي و ريشه ها " را درس داده ايد ديگر چرا؟ من هنوز مكارم اخلاق حسين آقاي آيت اللهي - امام جمعه - را در سال 86 كه خانواده ي شهيد حسن فرد اسدي در سالروز چهارم آبان به جهرم و بيت ايشان رفتند را از ياد نبرده ام. چه بالانشستن هايي... چه كرامت هايي... چه تصدق خاطري. دست پدر شهيد فرداسدي را بوسه زد آقا و گرامي ترين يادمان اجدادي را به تنها يادگار شهيد _ زينب - هديه داد. در وسط نماز جمعه و نماز عصر هم آقا خانواده شهيد را كه به شهر حماسه آمده بودند را به خلايق معرفي و تكريم كرد .
من تاريخ انقلاب را به شما رجوع مي دهم. نظرات آيات مراجع ... مهدوي كني ... طالقاني ... اصلا تعلق خاطر مقام رهبري را به اين خانواده ي شهيد جويا شويد. ديدار سرزده ي ايشان از بيت شهيد فرد اسدي را سال 64 ببينيد.
شما تاريخ خوانان سندجو برويد دنبال اسناد حماسه... بازجويي هاي ساواك از عامل ترور چهارم آبان را به خط خودمتهم بخوانيد:
من حق اسلحه را بجا آوردم و حق اسلحه دفاع از صاحب اسلحه است كه مردمند
------------------------------------------------------------------------------------------------------
شما حتي يك يادمان نه - يك آبسرد كن _ را در همين ميدان مصلي برپا نكرديد چه رسد به اينكه نام شهيد را به تابلوهاي خيابان فرداسدي اضافه كنيد!
توقع مجلس يادبود اين حماسه هم پپيشكش!
شما نماينده ي مردم كه هر هفته در بهارستان در چند قدمي خيابان شكوفه تهران رفت و آمد داريد دست كم چار سال يكبار احوالي از مادر و همسر و فرزند شهيد حماسه ساز حوزه ي انتخابيه اتان بگيريد تا وفاي مردم شهرتان را به اين خانواده ي مظلوم ثابت كنيد. توقع زيادي است آقاي دكتر؟
من به سهم خود سالهاي پيش از اين ورق هاي اين حماسه زرين را به روي مطبوعان و فضاهاي مجازي گشوده ام اما شما هم مسئوليتي داريد. نه ؟

ارادتمند: عبدالحميد رحمانيان 89/8/4

+ نوشته شده توسط باربد در سه شنبه چهارم آبان 1389 و ساعت 17:35 |

شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه صبح می شود گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است.

+ نوشته شده توسط باربد در جمعه دوم مهر 1389 و ساعت 22:37 |

سلام. به شهرباربد خوش آمدید

در این پست سایت اداره آموزش و پرورش جهرم که جدیداً راه اندازی شده است را معرفی می کنم. دوستانی که مایلند می توانند از مطالب این سایت استفاده کنند. این سایت از طریق لینک زیر قابل دسترسی است:

سایت اداره آموزش پرورش شهرستان جهرم (کلیک کنید)

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 و ساعت 13:12 |

وبلاگ های رنگینک که در خصوص جمع آوری مطالب متنوع از دیگر سایت هاست و جهرم نگاره که فتو بلاگم است و ویژه عکس است به روز شده که می توانید از طریق لینکهای زیر آنها را مشاهده کنید.

http://ranginakk.blogfa.com

http://jahromphotos.blogfa.com

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه بیستم شهریور 1389 و ساعت 15:36 |

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند، جواب داد:

  اگر زن یا مرد دارای "اخلاق" باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1

 اگر دارای "زیبایی" هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10

اگر "پول" هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100

اگر دارای "اصل و نصب" هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک می گذاریم=1000

ولی اگر زمانی عدد یک رفت "اخلاق" چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت.

 =

=

=

نتیجه :

اگر اخلاق نباشد، انسان حتی اگر، خدای ثروت، اصل و نسب و زیبایی هم که باشد، هیچ نیست...

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه بیستم شهریور 1389 و ساعت 13:53 |
خدایا!

حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن، تا درهایی را که به سویم می گشایی، ندانسته نبندم و درهایی که به رویم می بندی، به اصرار نگشایم...

+ نوشته شده توسط باربد در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 و ساعت 19:32 |

پیامکی از یک دوست:

 

شب عفو است و محتاج دعایم

زعمق دل دعایی کن برایم

اگر امشب به معشوقت رسیدی

خدا را در میان اشک دیدی

کمی هم نزد او یادی ز ما کن

کمی هم جای ما او را صدا کن

بگو یا رب فلانی رو سیاهست

دو دستش خالی و غرق گناهست

بگو یارب تویی دریای جوشان

 در این شب رحمتت بر وی بنوشان

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه هشتم شهریور 1389 و ساعت 4:59 |
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد ...

غلام رضا رحیمی (افشین)

اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه ششم شهریور 1389 و ساعت 16:32 |

ای که دستت می رسد کاری بکن / پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

....

 و اما اصل موضوع: عزیزانی که مایلند با الگو گیری از مولا علی در یتیم نوازی، شرکت کنند و وسیله و واسطه ای باشند که انشاالله گل لبخند را بر لبان یتیمان و نیازمندان بکارند دست به کار شوند و کاری انسان دوستانه و خدا پسندانه انجام دهند. باشد که خداوند نیازشان را برطرف و مشکلشان را حل نماید.

یکی از راه هایی که به دوستان پیشنهاد می شود ...

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 و ساعت 2:35 |

از جمله غزل های خوانده شده در این دیدار، غزلی بود تحت عنوان « برای غصه های روز 14 خرداد » که توسط شاعر شیرازی سید محمدامین جعفری حسینی سروده شده بود که ذیل می آید:



برای غصه های روز 14 خرداد
تقدیم به لبخند آسمانی یادگار گرانبهای امام(س)

اکسیر هوشیاری ما در همین خم است

 این خم که صد پیاله ی مستی در آن گم است

 

این خم که در سکوت پر از حکمت شماست

با قلب های روشن ما در تکلم است

 

لبخند را به چهره ماهت اضافه کن

این بهتران ترانه برای ترنم است

 

لبخند پرصلابت این چهره ملیح

 تلمیح آشنای غزل های مردم است

 

 در قامت بلند تو پیداست شرح « صدر »

 جایی که اقتدار رفیق تبسم است

 

غمگینمان نکرده شبیخون جغدها

تا یادگار حضرت خورشید در قم است

 

آشوب بی حیای هیاهوی جغدها

 در جذبه ی سکوت پر از شوق ما گم است

 

با ما سخن بگو که با این شوق زنده ایم

حالا که صبر با هیجان در تفاهم است

 

بگذار تر کنیم گلو از خم خمین

شرط دوام مستی ما در همین خم است

 منبع: سایت جماران


دوشنبه 18 مرداد1389 ساعت: 3:8              توسط:ارادتمند رهبر

باز مردیکه رفتی سراغ حامیان جنبش سبز اموی. مخالفین رهبری عزیز انقلاب زیرکانه حمایت می کنی. مراقب عواقبش باش


باربدنیوز:
سلام دوست عزیز و شب زنده دار. ممنون از حضورتون.
شما دفعه اول نیست که بنده را با این واژه خطاب می کنید ولی این صحبت شما با حرکت همون رهبری که ازش دم میزنید در روز 14 خرداد در تضاد است.
منظور شما احتمالا آن رهبری که 14خرداد پیشانی حاج حسن آقا رو بوسید نیست و رهبر دیگه ای در نظر دارید.
حمایت از رهبری به های و هوی و فحش و دروغ و ناسزا نیست. رفتار اسلامی خود به خود حمایت از رهبری و ارادت به اوست.
اکر حمایت از رهبری اینه که دیگران رو مردیکه(که البته واژه صحیح این کلمه رو هم یاد بگیرید برای دفعه بعد بد نیست) خطاب کنیم، بنده اینگونه حمایت و ارادت رو نمی پسندم.
شما هم دفعه اول نیست که عواقب کارای منو بهم نشون دادید. البته من از اینکه افرادی چون شما بازدید کننده وبلاگ هستید، خوشحالم.

شما اگه می خوای عواقب کار رو نشون بدهید جلو اون بی ظرفیتایی رو بگیر که در و دیوار شهر و تابلوها  و اموال عمومی رو با همون رنگ مورد نظر شما رنگی کرده اند... برای نمونه بلوار مادر رو بهتون پیشنهاد می کنم... اگه براتون زحمته می تونم تصاویرشو بذارم.
توصیه من به شما: رعایت اخلاق اسلامی، همین و بس.
حرف زیاده ولی بمونه برای پاسخ محبتهای شما در نظرات بعدی.

+ نوشته شده توسط باربد در شنبه شانزدهم مرداد 1389 و ساعت 22:19 |

استاد محمد نوری خواننده پیشکسوت، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار کشور به دلیل بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه شب در بیمارستان دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد.

محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.

 عکسهایی ازهنرمندفقیدمحمدنوری


داود گنجه‌ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم‌مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: «زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.»

او ادامه داد: «به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.»

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی سیروس شهردار و فریدون فرزانه و مصطفی پورتراب رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را  نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.

اجرای ترانه های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت.

عکسهایی ازمرحوم محمدنوری خواننده پیشکسوت(کلیک کنید)

خبرآنلاین

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه دهم مرداد 1389 و ساعت 2:36 |

سلام. به شهرباربد خوش آمدید.

انجمن شاعران جوان تهران، در یک نظرسنجی از بین هفت نفر که دانیال رحمانیان نیز جزو آنهاست، اقدام به برگزاری جشنواره شعر مجازی نموده است که تا کنون دانیال نفر اول است.

دوستانی که مایلند به دانیال از جهرم رای دهند با کلیک روی لینک زیر، در نظر سنجی که ابتدای صفحه دیده می شود، شرکت و نام دانیال رحمانیان را انتخاب نموده و "دکمه نظر دهید" را کلیک کنند.

 http://nightpoet.blogfa.com


نامزد هاي نهايي تيرماه "جايزه ادبي طهران" معرفي شدند. دبير جايزه ادبي طهران از معرفي نامزد هاي نهايي بخش شعر "جايزه ادبي طهران " ويژه تيرماه خبر داد.  

  به گزارش روز چهارشنبه ايرنا از حوزه هنري استان تهران، "عباس محمدي" در اين ارتباط، گفت: برگزيده "جايزه ادبي طهران" از ميان 7 شاعر راه يافته به مرحله پاياني انتخاب مي شوند.

سجاد اسدي (کنگاور)، بهناز بغياري (تهران)، ليلا تقوي مطلق (کرج)، مريم حقيقت (جهرم)، رضا شيباني (تبريز)، عليرضا رجبعلي (کاشان)، وحيد طلعت (شاهين دژ)، هفت شاعر راه يافته به مرحله نهايي جايزه ادبي طهران در تيرماه هستند.


ʼʼ سومین کنگره شعر آیینه نبی با هدف شناخت ابعاد شخصیتی و سیره آن حضرت به مدت 2 شب در محل تالار مهر برگزار گردید ʽʽ
به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان مرودشت سومین کنگره شعر آیینه نبی با هدف شناخت ابعاد شخصیتی و سیره آن حضرت به مدت 2 شب در محل تالار مهر برگزار گردید
.

این روابط عمومی افزود: پس از ارسال فراخوان تعداد 400 اثر به دبیرخانه ارسال گردید که تعداد 40 اثر انتخاب شد.

در این کنگره علاوه برحضور اساتیدی چون اسماعیل امینی و استاد افشین علا و جمعی از مسئولین شهرستان ، شاعرانی از سراسر کشور نیزحضور داشته و به شعر خوانی پرداختند که عبارتند از
:

آرش پورعليزاده-رشت

-فاطمه تعدادي سنگسر-تهران

-حامد حسين خاني-كرمان

-مريم حقيقت-جهرم

-يوسف رحيمي-قم

-ليلا رنجبر-شيراز

-محسن سلطاني-كاشان

-محمدرضا سليمي-

-شهرام شارخي-جهرم

-رباب طاهري-آذرشهر

-علي فردوسي-اصفهان

-هادي فردوسي-سروستان

-وحيد قاسمي-تهران

-مهرداد قصري فر-همدان

-اسماعيل محمد پور-آستانه اشرفيه

-حسنا محمدزاده-كاشان

-پريسا مرتضوي-شيراز

-حيدر منصوري-بوشهر

-حميد ميرزايي-بروجرد

-اكرم نوراني بهجت-كاشان

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه ششم مرداد 1389 و ساعت 20:34 |

سالهای سال در جستجوی سایه ساری که پناه سرگردانیهایم شود جای جای هستی را کاویده ام.

هیچ تکه ای از هستی، این پرستوی آواره را در خلوت آرامشی مهمان نکرد.!

همه از تو گفتند:

گفتند تو هستی، گفتند تو پناه همه سرگردانیها می شوی، و من آمدم، سراسیمه؛

خوانده ام که هر کسی شیرینی محبتت را بچشد جز تو نخواهد گزید.

سالهاست که با پاهای برهنه ارادتم، بیابان های شوق را می دوم تا مگر قطره ای از آن زلال حیات آفرین در جان شیفته ام بچکد و رویش معرفت را در ترک بیابان های بایر روحم حس کنم.

می آیی و فوج کبوترها از چشم هایت بال می گیرند

خواهد شد، آری آسمان آنروز از وسعت پروازها سرشار

+ نوشته شده توسط باربد در چهارشنبه ششم مرداد 1389 و ساعت 10:5 |

با خبر شدم که دوست خوبم آقای سید محمد حسن رستگار مدیر ویژه نامه افسانه، به رغم عدم درخواست و اطلاع بنده، در شماره ۱۷ این نشریه که تاریخ انتشار آن سوم مرداد است، نشانی وبلاگ خبری "باربدنیوز" را در صفحه سوم چاپ کرده که بدین وسیله از محبت وی قدردانی می شود.

+ نوشته شده توسط باربد در دوشنبه چهارم مرداد 1389 و ساعت 0:0 |

 

بالاخره بعد از چند روز اختلال مشکوک، بلاگفا از کُما خارج شد. و بخش نظرات آن نیز مجدداً در دسترس قرار گرفت هرچند باعث از بین رفتن بیشتر کامت ها شده است. امیدواریم همانگونه که بلاگفا اعلام کرده بود این مشکلات به خاطر تغییرات بوده باشد نه مسدود کردن مجاری اطلاع رسانی. در هر حال چون هنوز به دنیای مجازی در ایران اعتمادی نیست، باربدنیوز و شهرباربد علاوه بر بلاگفا،  همچنان در میهن بلاگ نیز فعال اند.

 

http://barbodcity.mihanblog.com

http://barbodnews.mihanblog.com

+ نوشته شده توسط باربد در یکشنبه سوم مرداد 1389 و ساعت 19:8 |