این هم یه شعر از شاعر بزرگوار جهرمی جناب آقای حاج جواد خرّم دل عزیز تقدیم به شما
عقده يعني
دسته دسته اطلسي پژمرده است
اين دلم از بي کسي افسرده است
هيچ کس اين عقده ي دل وا نکرد
عقده جائي غير دل پيدا نکرد
عقده هم خالي نمي گردد زدل
خاک بر سر مي کند از عقده ،گِل
عقده هم ويرانگري ها مي کند
مشت ليلي پيش ما وا مي کند
زلف ليلي بيد مجنون گشته است
ياس هم چون لاله دل خون گشته است
ياس هم بوي غريبي مي دهد
بوي عطر يک حبيبي مي دهد
ياس هم با لاله باشد آشنا
آشنا سوزد چو شمعي بي صدا
دسته دسته ياس پرپر مي شود
برگ برگش برگ دفتر مي شود
دفترش خونين ز خون لاله هاست
خون لاله هم ازاين خون ها جداست
ياس من خشکيد وشب بو،بو نداد
هيچ شمعي هم درين سو، سو نداد
شمع دل پروانه اي در بر گرفت
آتشش از پاي تا سر، در گرفت
آتش عشقش چو عقده در دل است
عشق هم در پيش او پا در گِل است
عقده يعني اشک خونين شفق
عقده يعني سر نهادن پيش حق
عقده يعني سوزش پروانه ها
عقده يعني خنده ي د يوانه ها
عقده يعني اشک ها جاري شدن
سيل غم از آسمان باري شدن
عقده يعني بي كسي در بي كسي
عقده يعني عالمي دلواپسي
عقده يعني بغض مانده در گلو
عقده يعني گريه ي بي هاي وهو
عقده يعني ناله هاي مستمر
عقده يعني گريه كردن تا سحر
اشک هم اين شعله را خامُش نکرد
سوختم امّا مرا بي هُش نکرد
موج موج اشک هم بي حاصل است
چونکه درياي غمم بي ساحل است
ساحلي در عقده هاي بي کسي
مانده ام در کوچه ي دلواپسي
بي کسي دلواپسي رنج ِمدام
سر کشيدم جرعه جرعه جام جام
خون دل خوردم که بينم روي او
سر نهم از بندگي در کوي او
ديده ام، بي خوابِ مهدي گشته است
اين دلم بي تاب مهدي گشته است
حسرت ديدار مهدي مي کشد
عاقبت اين درد او را مي کُشد
عقده را با خون دل آغشته اند
عقده رادر لاله ها پيچيده اند
عقده ها دارد دلم بنما ظهور
اين شب ظلمانيم ،كن غرق نور
عقده ،همچون شعله هاي سركش است
سوختن ،هم در دل آتش خوش است
آتش عشقش نصيبم كن مدام
تا كنم درس وفاداری تمام
سر نهم در طشت خون ،بي واهمه
جان دهم در پيش پاي فاطمه
حسرت اندر حسرتست اين زندگي
زندگي مرگ است با دلمردگي
کودک ديروز تو در خواب شد
شوره زارازاشک اوسيراب شد
نشنوي ديگر لا لائي هاي من
مُرده ام ،امّا نمي بندم دهن
گرچه پُرشد اين دهان ازخاک گور
بي کران از بي کران باريد ،نور
نسترن ، پيچيده دور پيکرم
پيکر صدپاره ازپا تا سرم
تا نمانم بي کفن درزير خاک
پاک پاکم زين تالم پاک پاک
وا نمي گردد چرا اين عقده ام؟
عقده هاي پُر شده از غصّه ام
همچو «شاهد» ياس يا آلاله ام
عقده ي وامانده ي صدساله ام
شاهد جهرمی
+
نوشته شده
توسط باربد در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 8:59 |