سلام. به شهر باربد خوش اومدین.
به بهانه چاپ دومین کتاب ترانه های سرکار خانم فلورا تاجیکی این پست رو اختصاص میدم به معرفی ایشون و مصاحبه ای که از اوی تهیه شده است. این مصاحبه را از نشریه اختصاصی هنر کده آکادمیا با نام «ناگهان...ما» گرفته ام.
اولین کتاب خانم تاجیکی با عنوان «فریب چشمامو نخور» که سال گذشته به چاپ رسید و کتاب دوم ایشون هم با عنوان «حرفاتو باور می کنم» هست که به تازگی چاپ شده است.
هر دو این کتابها ترانه هایی است که خانم تاجیکی به زیبایی سروده اند.

این هم آدرس وب سایت خانم تاجیکی
فلورا تاجیکی اگر چه کارشناس مامایی است اما همه او را با نام ترانه سرا یی موفق می شناسند که کمتر دچار حاشیه و بیشتر به فکر ارائه کار خوب می باشد.
در شیراز متولد و از هشت سالگی ساکن جهرم هستند هرچند سکونتگاههای دیگری نیز پذیرای او بوده است.
وی 36 سال دارد و شعر گفتن را در شبی بارانی در سال 63 در سال دوم راهنمایی شروع می کند و چنین شعر بر ذهن او شروع به بارش می کند:
ای آسمان ببار ای آسمان ببار
و فردا روزش در سر کلاس انشا می خواند و شاید بهتر بگوییم فلورا تاجیکی از آن روز متولد می شود و بارش شعر و ترانه را تا امروز نثار خوب مردمان وطنش می کند.
چاپ اولین اثر او تحت عنوان "فریب چشمامو نخور" بهانه شد تا با این ترانه سرا به پای گفتگو بنشینیم، آنچه در پی می خوانیم حاصل گفتگویی است تا بیشتر با دنیای حرفه ای ترانه سرایی و نقش مهم ترانه سرایی آشنا شویم.
شروع کار حرفه ای فلورا تاجیکی؟
اگر بخواهم بگویم من هنوز هم حرفه ای نشده ام، دروغ نگفته ام و همیشه هم از سر و صدا و جنجال دور بوده ام. اما اولین کار به چاپ رسیده از من، در اطلاعات هفتگی بود که یکی از دوستانم این کار را برای مجله فرستاد و این انگیزه ای شد که بعد از آن در مجلات خانوادگی و در دانشگاه نیز در حد کانون دانشگاه به چاپ ترانه و شعرهایم بپردازم. البته عدم وجود مجلات تخصصی من را به سمت مجلات خانوادگی کشانید.
من هیچگاه ، کارهایم را برای هیچ جشنواره ای نفرستادم، تنها برای رحلت امام کاری بود از طرف دانشگاه فرستاده شده بود برای کانون بانوان ایران و من نیز خودم آن کار را بسیار دوست داشتم و برنده بهترین کار بانوان ایران شد.
شروع کار ترانه سرایی؟
شروع کار ترانه سرایی از سالی بود که شرکت موج زندگی فراخوان کارهای روانشناسانه در مجله موفقیت داده بود و من چون دوست داشتم بعد از 20 سال تجربه غزل ، ترانه را تجربه کنم، در این فراخوان شرکت کردم و بعد از مدتی مرا به دفتر شرکت دعوت کردند و به من 3000 کار از هزار ترانه سرا نشان دادند که از بین همه کار من انتخاب شده بود و از طریق اطلاعات هفتگی چند خواننده کارم را مطالعه کرده بودند و از من درخواست کار کردند و من اینچنین وارد کار ترانه سرایی شدم.
از ترانه سرایی با آهنگ سازان و خوانندگان؟
در مسابقات جام جهانی آقای نیما نور محمدی با من تماس گرفتند و خواستند که در عرض چند ساعت یک ترانه برای ایشان بگویم و اسم هشت ترانه سرای برتر را گفتند که ترانه برای این آهنگ ساز گفته بودند اما مورد پسند ایشان قرار نگرفته بود و المان های کار را به من گفتند که کار شاد ،روان و حماسی باشد . تقریبا یک ساعت بعد با ایشان تماس گرفتم و ترانه ای به ایشان دادم یک هفته بعد کار آهنگ سازی شد و دو روز مانده به اولین مسابقه ایران در جام جهانی کار کامل شد اما به مسابقه اول نرسید اما برای مسابقه ی دوم از تلوزیون پخش شد . که کار با صدای آقای مجتبی کبیری و مسعود خادم بود .
در کاست جدید آقای افشار که هنوز هم پخش نشده یکی از ترانه ها متعلق به من است که بیت اول آن :
دیگه از هر کی که هست دلم گرفته از زمین از این قفس دلم گرفته
تعریف شما از ترانه چیست ؟
ما ایرانیان حرف زدنمان ، نگاه کردنمان و همه چیزمان ترانه است . حتی لالایی هایمان ، ضرب المثل هایمان همه ترانه است . ترانه فقط شکل قشنگ شده حرف هایمان است ، یعنی همان شعر مردمی ، همان چیزی که مردم می فهمند و خیلی خوب با آن رابطه برقرار می کنند .
ترانه شعری است که شیله پیله ندارد ، در حقیقت ترانه یک حرف موزون است حرفی که وزن دار، ساده و روان شده است و نمی توان گفت که حتی جملات شاعرانه در ترانه باید وجود داشته باشد مثلا این بیت :
بیا بشین کنار من می خوام باهات حرف بزنم منم مثل تو دل دارم نه سنگمو نه آهنم
هیچ چیز شاعرانه ای در این بیت نیست ولی یک ترانه است تکنیک حرفهای خود مردم ماست و چیزی غیر از این نیست .
اصلی ترین کاراکترهای یک ترانه ؟
البته بستگی دارد هر ترانه ای در یک سبک خاص ساخته می شود ، بسته این که آن ترانه در چه سبکی باید ساخته شود حتی صدای خواننده ای که ما می خواهیم برای او ترانه بنویسیم یا ملودی که روی آن ترانه می خواهد اجرا شود ، مناسبتی که آن ترانه برایش در نظر گرفته اند و مخاطبی که میب خواهد آن ترانه را گوش دهد; همه در ساخت یک ترانه مهم است البته وزن و قافیه نیز در این بین نقش مهمی ایفا می کند .
آیا ترانه در حیطه شعر قرار می گیرد یا خود یک دلمشغولی جدا می طلبد؟
ترانه اصلا جدا از شعر نیست . ترانه همان شعر است که زبان محاوره ای مردم است. ترانه را اگر به زبان کتابی بنویسیم می شود شعر و اگر شعر را به زبان محاوره ای بنویسیم می شود ترانه، من شعر را از ترانه جدا نمی دانم
آیا یک شاعر می تواند یک ترانه سرا باشد یا بلعکس؟
بالاخره در هر کدام باید تلاش کرد. مثلاً یک دوست دارم که شاعر بسیار خوبی است اما وقتی ترانه هایش را به چند خواننده داده ام، آنها می گویند که ترانه هایش رنگ غزل زدگی دارد ، هنوز رنگ شعر دارد، در مورد ترانه هم همینطور است. اگر یک شاعر بخواهد یک ترانه سرای موفق شود باید بخواند و بشنود ، ببیند و بنویسد، پس یک شاعر می تواند یک ترانه سرای موفق نیز باشد.
آفرینش شعر یا ترانه در ذهن شما چگ.نه اتفاق می افتد؟
خیلی ساده ؛ وقتی یک صدا، یک منظره و گاهاً یک دیالوگ. گاهی یک حرفی از دهان یک بچه کوچک در می آید و همان می شود یک ترانه، گاهی بوی یگ گل حس گفتن یک شعر را زنده می کند، مثلاً ترانه ای گه قرار است آقای افشار بخوانند اینچنین به ذهنم رسید که یکی از دوستانم کنار من نشسته بود و با خودش گفت: حتی اسم خودم هم یادم رفته و این جرقه ای شد برای سرایش آن ترانه.
دهه 40-50 و نیز تا60 وجود سه قطب ترانه سرایی: شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی واردلان سرافراز و نیز ترانه هایی که توسط آهنگسازان بزرگ ساخته و خوانندگان خوب خوانده شد، اکنون در دهه 80 بعد از دهها سال از ساخت این موسیقی ها هنوز این ترانه ها، ترانه های محبوب مردم و در یر زبان مردم ماست اما ترانه های امروزی کمترین توفیق را می یابند، چرا؟
امروز هم اگر دقت کنیم ترانه های ماندگار وجود دارد، اما آن زمان همه آهنگساز، ترانه سرا و خواننده نبودند، کارهای خوب ساخته می شد و خواننده های خوب می خواندندو این نبود که از دورافتاده ترین نقطه مملکت برود و خواننده شود ، چند آهنگساز معروف می ساختند ، چند ترانه سرای خوب می گفتند و چند خواننده خوب می خواندند، آنها هم چند تا از آهنگ هایشان ماندگار شد و ممکن است تا صد سال دیگر هم بماند.آهنگ های دهه 70-80 هم خوب است اما چون تعداد کارها زیاد شده است دیگر کارهای خوب در آنها گم شده است و به نظر من کثرت کار است وگرنه کار خوب هنوز هم هست. به نظر من الان همه دم از نو گرایی می زنند و همه می خواهند یک سبک جدید برای خود داشته باشند و همین تفاوت سبک ها زیاد به ذائقه مردم خوش نمی آید ؛ مردم چیزهای ساده تر و روان تر را بیشتر می پسندند تا هر روز یک تنوع را.
شما حرف های مبتذل که باب موسیقی راک شده است را می پسندید و یا اصولاً هر حرفی در ترانه؟
درست است که ترانه محاوره است، ولی ما نمی توانیم چنین کاری کنیم. اینها چون از فرهنگ غرب تقلید می کنند، چیزهایی نیز هست که شاید در فرهنگ غرب بد نباشد اما در فرهنگ ما جایگاهی ندارد به نظر من غلط است که هر چیزی را به اسم ترانه وارد بازار کنیم .
چرا کوششی جهت چاپ غزلهایتان ندارید ؟
من اصلا تمایلی به چاپ ترانه هایم نداشتم و چون چند تا از ترانه هایم دزدیده شد این بود که یکی از دوستانم واسطه شد و انتشارات آشنا نیز زحمت چاپ آن را متقبل شد
دوست دارید چه صدایی ترانه هایتان را بخواند؟
ترانه هایم را با صدای هر کس که باشد دوست دارم ،گاه پسر شش ساله ام هم می خواند و من خیلی دوست دارم .
دوست دارید چه آهنگسازی بر روی ترانه هایتان ملودی بگذارد ؟
من معمولا با ترانه هایم ملودی می گویم ولی دوست دارم با بهروز صفاریان کار کنم که ایشان نیز از ایکی از ترانه های من خوششان آمده بود ولی به خواننده ای دیگر دادم .
آیا یک ترانه سرا می تواند در پیشبرد فرهنگ جامعه مفید واقع شود ؟
به نظر من کشور ما ،کشوری که شعر از همان روزگاران در فرهنگ وهویتش نقش داشته است . زمانی که فردوسی شاهنامه را نوشت هویت این مملکت را رقم زد حتی سالهای اول انقلاب خیلی از اوقات همین ترانه ها و شعر ها بودند که باعث شدند که این انقلاب صورت بگیرد یعنی یک شعر و ترانه هم می تواند باعث یک انقلاب شود .
ترانه سرا باید همرنگ جامعه شود یا جامعه از ایده های یک ترانه سرا تاثیر بگیرد؟
این بستگی به این دارد که ترانه سرا در چه جامعه ای زندگی کند.مثلا در یک جامعه اسلامی ترانه سرا نمی تواند هر چیز را که دوست دارد بگوید .خلاف این حرف و فرهنگ آن جامعه در این جامعه تاثیر جامعه بر ترانه سرا بیشتر است .
اما اگر جامعه ، جامعه ای باشد که فرهنگ غلطی داشته باشد اینجا ترانه سراست که باید با فرهنگ غلط آن جامعه مبارزه کند و چیزهای خوب وارد جامعه اش کند .
احساس در ترانه سرایی مهم تر است یا اندیشه ؟
هر دو مهم است . اما من فکر می کنم که احساس مهم تر باشد .نمی تواند بدون اندیشه باشد آدم مجبور است برای گفتن خیلی از حرفها اندیشه را قاطی آن کند .
اصولا وزن در ترانه بر چه مبنایی است و آیا وجود وزن لزومی دارد ؟
الان با هر وزنی ترانه می گویم مگر اینکه برای موضوع خاصی باشد مثلا ترانه حماسی باشد .ترانه های شاد 8/6 آرام 4/2 آرام تر 4/4 بسته به اینکه ترانه برای چه هدفی باشد در واقع وزن را موضوع ترانه مشخص می کند .
آهنگ ،ترانه ، خواننده کدام مورد کاراکتر اصلی تر در موضوع یک ترانه است ؟
هر سه مهم است خیلی از ترانه های خوب آهنگی بد داشته اند و خراب شده اند .خیلی وقت ها هم یک آهنگ خوب یک ترانه خوب را یک خواننده بد اجرا می کند و ارزش آن ترانه به یک بار گوش دادن تقلیل پیدا می کند
به ترانه یکبار مصرف اعتقاد دارید ؟
صددرصد
چطور می شود این دو را از یکدیگر جدا کرد ؟
مردم خود تعیین می کنند مثلا ترانه ای که از 60 سال پیش بر در و دیوار و بر هر زبانی وجود دارد ماندگاری آن ترانه را تعیین می کند .خود مخاطب این دو را از هم تفکیک می کند .
با تشکر از هنرکده آکادمیا به خاطر در اختیار گذاشتن متن این مصاحبه.


